شناسنامه کتابشناختی اثر
الموجزة فی المنطق
al-mūjazat fi-l manṭiq
1
نسخه ثبتشده
قرن 10 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/65907
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #65907
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 32، ص 503
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
منطق
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
ازنکتههای تاریخی و علمی که در مختصر اوسط و موجزه هست یکی این استکه در به دست آوردن حد سه راه پیشنهاد شده: یکی برهان، دیگری قسمت، سوم ترکیب. خود ارسطو در ارغنون در فصل 31 مقاله 1 قیاس و فصل 5 مقاله 2 فن برهان از قسمت یاد نموده و از رأی افلاطون که طرفدار آن است و میخواهد آنرا در برهان وحد به کار برد خرده گرفته و در فصل4و6و7 مقاله 2 همین فن از برهان در حد گفتگو نموده و در فصل 13 و 14 همین مقاله روشن کرده که راه پیدا کردن حد ترکیب است نه قسمت. ابن ابی زرعه در «اغراض ارسطاطالیس المنطقیه» و ابن رشد در «تلخیص» همان سخنان ارسطو راروشن نمودند و نامی از کسی نبردند. پیش از آنها فارابی در اواسط کبیر نوشته که کسانقراطیس در حد به راه برهان رفته و افلاطون راه قسمت و ارسطو راه ترکیب در آن پیش گرفته است. شیخ در همین مختصر اوسط در «فصل (3) فن ان الحد لایکـتسب بالبرهان» از مقاله 2 کتاب البرهان هم راه برهان را مانند فارابی از کسانقراطیس (انکسافر در نسخه ما) و در فصل پس از آن قسمت را از افلاطون دانسته (نیز در قیاس) و در فصل 11 آن از راهترکیب به نام فیلسوف (ارسطو) یاد نمود و در آغاز آن بندی از فصل 13 مقاله 2 فن برهان ارغنون را به روشی دیگر آورده و پیداست که آنرا گزین نموده است. او در برهان موجزه هم از روشهای برهانی «انکساقراطیس» و قسمت افلاطون و ترکیب ارسطو کاوشی نموده است. در منطق شفا (فصل 5 مقاله 9 فن 4 در قیاس) هم از قسمت گفتگو نموده در فصلهای 2 و 3 و 6 مقاله 4 فن 5 در برهان روشن کرد که در حد برهان و قسمت و استقراء به کار نیاید و باید به ترکیب پرداخت. در نجات نیز از اینگونه سخنان آورده، ولی نه در شفا و نه در نجات از دوستداران دو راه برهان و قسمت در حد و برهان و قسمت در حد و برهان نام کسی را نبرده است. فارابی باید از کسانقراطیس که در نسخه مختصر اوسط و موجزه ابنسینا درست نوشته نشده همان کسنوکراتس را خواسته باشد همانکه در فصل 4 مقاله 2 برهان ارغنون از گفته او درباره اینکه «روان آدمی شماریست خودجنبنده» یاد گردیدهاست. (دانش پژوه)
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● الموجزة فی المنطق / منطق / عربی
al-mūjazat fi-l manṭiq
ازنکتههای تاریخی و علمی که در مختصر اوسط و موجزه هست یکی این استکه در به دست آوردن حد سه راه پیشنهاد شده: یکی برهان، دیگری قسمت، سوم ترکیب. خود ارسطو در ارغنون در فصل 31 مقاله 1 قیاس و فصل 5 مقاله 2 فن برهان از قسمت یاد نموده و از رأی افلاطون که طرفدار آن است و میخواهد آنرا در برهان وحد به کار برد خرده گرفته و در فصل4و6و7 مقاله 2 همین فن از برهان در حد گفتگو نموده و در فصل 13 و 14 همین مقاله روشن کرده که راه پیدا کردن حد ترکیب است نه قسمت. ابن ابی زرعه در «اغراض ارسطاطالیس المنطقیه» و ابن رشد در «تلخیص» همان سخنان ارسطو راروشن نمودند و نامی از کسی نبردند. پیش از آنها فارابی در اواسط کبیر نوشته که کسانقراطیس در حد به راه برهان رفته و افلاطون راه قسمت و ارسطو راه ترکیب در آن پیش گرفته است. شیخ در همین مختصر اوسط در «فصل (3) فن ان الحد لایکـتسب بالبرهان» از مقاله 2 کتاب البرهان هم راه برهان را مانند فارابی از کسانقراطیس (انکسافر در نسخه ما) و در فصل پس از آن قسمت را از افلاطون دانسته (نیز در قیاس) و در فصل 11 آن از راهترکیب به نام فیلسوف (ارسطو) یاد نمود و در آغاز آن بندی از فصل 13 مقاله 2 فن برهان ارغنون را به روشی دیگر آورده و پیداست که آنرا گزین نموده است. او در برهان موجزه هم از روشهای برهانی «انکساقراطیس» و قسمت افلاطون و ترکیب ارسطو کاوشی نموده است. در منطق شفا (فصل 5 مقاله 9 فن 4 در قیاس) هم از قسمت گفتگو نموده در فصلهای 2 و 3 و 6 مقاله 4 فن 5 در برهان روشن کرد که در حد برهان و قسمت و استقراء به کار نیاید و باید به ترکیب پرداخت. در نجات نیز از اینگونه سخنان آورده، ولی نه در شفا و نه در نجات از دوستداران دو راه برهان و قسمت در حد و برهان و قسمت در حد و برهان نام کسی را نبرده است. فارابی باید از کسانقراطیس که در نسخه مختصر اوسط و موجزه ابنسینا درست نوشته نشده همان کسنوکراتس را خواسته باشد همانکه در فصل 4 مقاله 2 برهان ارغنون از گفته او درباره اینکه «روان آدمی شماریست خودجنبنده» یاد گردیدهاست. (دانش پژوه)
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
1149/29 | بیکاتب | با تاریخ 962ق | تعلیق | 30 | شناسنامه ← |