شناسنامه کتابشناختی اثر
شرح قصة حی بن یقظان
š.-u qiṣṣat-i ḥayy ibn-i yaqẓān
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/40674
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #40674
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 20، ص 330
تا 331
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
فلسفه
عناوین دیگر و همتراز:
بیان رموز حی بن یقظان
(bayān-u rumūz-i ḥayy ibn-i yaqẓān)
اثر مرتبط / وابسته به:
شرح قصة حی بن یقظان = الرسالة المرموزة؛ ابن سینا، حسین بن عبدالله (370-428)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
از جمله شرحهای این قصه، شرح عربی عبدالباقی مقدسی است که من نسخهای از آن را ندیدهام و به نوشته دکتر مهدوی در کتابخانه سن ژزف بیروت موجود است و احتمال میرود نسخه حاضر همان شرح مقدسی باشد. شیخ الرئیس ابن سینا در آغاز رساله قضاء و قدر خود (دکتر مهدوی شماره 100، قنواتی شماره 193) از شیخی سخن میگوید که به ابن یقظان شباهت داشته و آرزوی دیدن مجدد او را کرده است. صاحب الذریعه رساله قضاء و قدر شیخ را، رساله حی بن یقظان و یا مرموزه حی بن یقظان پنداشته، اول و آخر رساله قضاء و قدر را برای معرفی رساله حی بن یقظان آورده و از شرح ابن ژیلا بر آن یاد کرده و نوشتهاند نسخه حی بن یقظان را در ضمن مجموعه رسائلی بسیار نفیس به خط شهاب بحرانی دیدهاند. اما در مجلد 17 الذریعه رساله قضاء و قدر و قصه حی بن یقظان هر یک در ذیل عنوان درست خود با شماره 756 و یاد شده است. محمد صغیر حسن در مقدمه سودمند خود بر چاپ شرح حی بن یقظان در مجله مجمع علمی دمشق (سال 29 جزء 3) از نسخ قصه و شرح و نیز نظایر این قصه (با همین نام یا با نامهای دیگر) یاد کرده اما با کمال تأسف دچار سهوی شده و شرح ابن ژیلا را از شیخ الرئیس پنداشته و دلایلی نارسا اقامه کرده است. اهم این ادله عبارتی است از شیخ الرئیس که معصومی آن را از صدر نسخه شرح نقل کرده است. عبارت مزبور این است: «و بعد فان اصرار کم علی و اقتضای شرح قصه حی بن یقظان هزم لجاجی فی الامتناع». در این که این عبارت که معصومی آن را از صدر نسخه شرح ابن ژیلا (و به تصور او شرح شیخ الرئیس که شرح ابن ژیلا مختصری است از آن) نقل کرده، سخن شیخ است تردید نیست اما در آغاز اصل قصه است نه در آغاز شرح و مقصود شیخ از «شرح»، توصیف قصه حی بن یقظان است. شاید شیخ، طرح قصه فلسفی خود را قبلاً با شاگردان در میان نهاده بوده و شاگردان همواره منتظر توصیف آن قصه و تألیف این رساله از او بوده و اصرار میورزیدهاند. در هر حال این جمله در آغاز همه نسخ قصه حی بن یقظان (که تا کنون دیدهام) موجود است و دور نیست که ابن ژیلا نیز آن را عیناً در آغاز شرح خود آورده باشد (هر چند در نسخههای شرح که در دسترس من است ندیدهام). بنابراین عبارتی که معصومی بدان استناد جسته هرچند از شیخ الرئیس است اما ما را بدین نتیجه نمیرساند که شیخ خود قصه فلسفی خود را شرح کرده است. (عبدالحسین حائری)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
کشف الظنون 549/1
ذریعه 128/7، 92/17-93
فهرست مؤلفات ابن سینا از دکتر مهدوی ص 96-97
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● شرح قصة حی بن یقظان = بیان رموز حی بن یقظان / فلسفه / عربی
š.-u qiṣṣat-i ḥayy ibn-i yaqẓān = bayān-u rumūz-i ḥayy ibn-i yaqẓān
وابسته به: شرح قصة حی بن یقظان = الرسالة المرموزة؛ ابن سینا، حسین بن عبدالله (370-428)
از جمله شرحهای این قصه، شرح عربی عبدالباقی مقدسی است که من نسخهای از آن را ندیدهام و به نوشته دکتر مهدوی در کتابخانه سن ژزف بیروت موجود است و احتمال میرود نسخه حاضر همان شرح مقدسی باشد. شیخ الرئیس ابن سینا در آغاز رساله قضاء و قدر خود (دکتر مهدوی شماره 100، قنواتی شماره 193) از شیخی سخن میگوید که به ابن یقظان شباهت داشته و آرزوی دیدن مجدد او را کرده است. صاحب الذریعه رساله قضاء و قدر شیخ را، رساله حی بن یقظان و یا مرموزه حی بن یقظان پنداشته، اول و آخر رساله قضاء و قدر را برای معرفی رساله حی بن یقظان آورده و از شرح ابن ژیلا بر آن یاد کرده و نوشتهاند نسخه حی بن یقظان را در ضمن مجموعه رسائلی بسیار نفیس به خط شهاب بحرانی دیدهاند. اما در مجلد 17 الذریعه رساله قضاء و قدر و قصه حی بن یقظان هر یک در ذیل عنوان درست خود با شماره 756 و یاد شده است. محمد صغیر حسن در مقدمه سودمند خود بر چاپ شرح حی بن یقظان در مجله مجمع علمی دمشق (سال 29 جزء 3) از نسخ قصه و شرح و نیز نظایر این قصه (با همین نام یا با نامهای دیگر) یاد کرده اما با کمال تأسف دچار سهوی شده و شرح ابن ژیلا را از شیخ الرئیس پنداشته و دلایلی نارسا اقامه کرده است. اهم این ادله عبارتی است از شیخ الرئیس که معصومی آن را از صدر نسخه شرح نقل کرده است. عبارت مزبور این است: «و بعد فان اصرار کم علی و اقتضای شرح قصه حی بن یقظان هزم لجاجی فی الامتناع». در این که این عبارت که معصومی آن را از صدر نسخه شرح ابن ژیلا (و به تصور او شرح شیخ الرئیس که شرح ابن ژیلا مختصری است از آن) نقل کرده، سخن شیخ است تردید نیست اما در آغاز اصل قصه است نه در آغاز شرح و مقصود شیخ از «شرح»، توصیف قصه حی بن یقظان است. شاید شیخ، طرح قصه فلسفی خود را قبلاً با شاگردان در میان نهاده بوده و شاگردان همواره منتظر توصیف آن قصه و تألیف این رساله از او بوده و اصرار میورزیدهاند. در هر حال این جمله در آغاز همه نسخ قصه حی بن یقظان (که تا کنون دیدهام) موجود است و دور نیست که ابن ژیلا نیز آن را عیناً در آغاز شرح خود آورده باشد (هر چند در نسخههای شرح که در دسترس من است ندیدهام). بنابراین عبارتی که معصومی بدان استناد جسته هرچند از شیخ الرئیس است اما ما را بدین نتیجه نمیرساند که شیخ خود قصه فلسفی خود را شرح کرده است. (عبدالحسین حائری)
[کشف الظنون 549/1؛ ذریعه 128/7، 92/17-93؛ فهرست مؤلفات ابن سینا از دکتر مهدوی ص 96-97]
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
1960/3 | بیکاتب | بیتاریخ | - | 15 | شناسنامه ← |