شناسنامه کتابشناختی اثر
داستان شهر جابلسا
dāstān-e šahr-e jāpolsā
1
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/26996
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #26996
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 249
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
داستان
عناوین دیگر و همتراز:
داستان شمعون
(dāstān-e šam‘ūn)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
از ناشناس، نثر آمیخته به نظم. آغاز میشود با: روزی پیامبر (ص) در مسجد مدینه پشت به محراب نشسته بودند که درویشی دلریش از در درآمد گفت: ای پیامبر هزار دینار وام دارم. کسی وام میدهد که بعداً ادا خواهم کرد. حضرت علی گفت بنشین و اندوهگین مباش من تو را دهم. حضرت آن مرد را از مسجد ببرد. قنبر برای ایشان سفره گسترد و نان جوین و سرکه بخوردند. سپس به کوچه جهودان رفته در خانه «شمعون» را کوبیدند. «شمعون» خود را پنهان میداشت. شاهمردان نعره برد که بیرون آی! یهودی بیرون آمد و حضرت از وی وام بخواست. و سه گروی پیشنهاد کرد: دلدل، ذوالفقار، قنبر. یهودی هر یکی را به دلیلی رد کرد. حضرت به خانه رفت حسن و حسین را آورد. یهودی این گرویها را پذیرفت. آزارها که داد و معجزهها که از آن دو پدید ... رفتن حضرت علی به بقیع و دیدن مرغی، به وسیله آن مرغ به شهر «چاپلسا» رفتن و شگفتیهای آن شهر (چکیده 12 صفحه آغاز داستان). این جز «داستان شمعون پیامبر» (مشترک پاکستان 1137/6) است.
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● داستان شهر جابلسا = داستان شمعون / داستان / فارسی
dāstān-e šahr-e jāpolsā = dāstān-e šam‘ūn
از ناشناس، نثر آمیخته به نظم. آغاز میشود با: روزی پیامبر (ص) در مسجد مدینه پشت به محراب نشسته بودند که درویشی دلریش از در درآمد گفت: ای پیامبر هزار دینار وام دارم. کسی وام میدهد که بعداً ادا خواهم کرد. حضرت علی گفت بنشین و اندوهگین مباش من تو را دهم. حضرت آن مرد را از مسجد ببرد. قنبر برای ایشان سفره گسترد و نان جوین و سرکه بخوردند. سپس به کوچه جهودان رفته در خانه «شمعون» را کوبیدند. «شمعون» خود را پنهان میداشت. شاهمردان نعره برد که بیرون آی! یهودی بیرون آمد و حضرت از وی وام بخواست. و سه گروی پیشنهاد کرد: دلدل، ذوالفقار، قنبر. یهودی هر یکی را به دلیلی رد کرد. حضرت به خانه رفت حسن و حسین را آورد. یهودی این گرویها را پذیرفت. آزارها که داد و معجزهها که از آن دو پدید ... رفتن حضرت علی به بقیع و دیدن مرغی، به وسیله آن مرغ به شهر «چاپلسا» رفتن و شگفتیهای آن شهر (چکیده 12 صفحه آغاز داستان). این جز «داستان شمعون پیامبر» (مشترک پاکستان 1137/6) است.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دائرة المعارف
تهران
|
1665/4 | بیکاتب | 1255ق | تحریری، بیکا | 15 | شناسنامه ← |