شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
ورقه و گلشاه
پیوند کوتاه:
/m/328311
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- مشهدی عابد
- تاریخ کتابت:
- 1234ق (1234 هـ.ق)
- محل کتابت:
- کاشان
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 9 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 154 برگ • 12 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 15×19سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
آغاز 1
« بسمله. شنیدستم که ایام پیغمبر / یکی خیل بدی با جاه و لشکر »
آغاز 2
« ... قصه جبرئیل و استادش علی بود پیر استادش ...»و انجام: «پس پیاده شد آن سگ نامرد خنجر آبکو برون آورد ...»، از برگ 21-76 ابیاتی است که ممکن است ادامه متن اصلی «ورقه و گلشاه» باشد با این بیت: «... چو ما نازل گشت تقدیر الهی نباشد چاره بشنو ...»و انجام: «... به بخشان تو ای شاه جهاندار که هستند رو سیاه زشت گفتار التمت الکتاب »
انجام نسخه
« انجامه: ... بگفت ای مونس جان حزینم / چه سازم چاره (ای) چمن رویت نه بینم توقع دارم.
اصل داستان این مثنوی، افسانهای عربی است که از زندگی عروة بن الحزم الغدری از شعرای صدر اسلام اقتباس شده و بعدها «عیوقی» این داستان را به صورت مثنوی به بحر متقارب برای سلطان محمود غزنوی به نظم درآورده است، در 770 ق یوسف مداح آن را به شعر ترکی و در اوایل سده 14 ملا عبدالله بن حاجی میر کریم از فارسی به ترکی شرقی ترجمه کرده اند. نسخه حاضر هیچکدام این ها نیست و از شاعری مجهول از قرن 13ق، است. از برگ 1-12 ابیاتی از حافظ، از برگ 13-20 ابیاتی در مدح حضرت امیر (ع) با »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
... بگفت ای مونس جان حزینم / چه سازم چاره (ای) چمن رویت نه بینم توقع دارم. اصل داستان این مثنوی
یادداشتهای انتقادی و تصحیحی فهرستنگار:
•
نالکی؟
•
رایانه
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 34 • صفحه 342 • ردیف 9
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
9. تهران؛ ملی؛ شماره نسخه: 7626
آغاز: بسمله. شنیدستم که ایام پیغمبر / یکی خیل بدی با جاه و لشکر؛ انجام: انجامه: ... بگفت ای مونس جان حزینم / چه سازم چاره (ای) چمن رویت نه بینم توقع دارم.
اصل داستان این مثنوی، افسانهای عربی است که از زندگی عروة بن الحزم الغدری از شعرای صدر اسلام اقتباس شده و بعدها «عیوقی» این داستان را به صورت مثنوی به بحر متقارب برای سلطان محمود غزنوی به نظم درآورده است، در 770 ق یوسف مداح آن را به شعر ترکی و در اوایل سده 14 ملا عبدالله بن حاجی میر کریم از فارسی به ترکی شرقی ترجمه کرده اند. نسخه حاضر هیچکدام این ها نیست و از شاعری مجهول از قرن 13ق، است. از برگ 1-12 ابیاتی از حافظ، از برگ 13-20 ابیاتی در مدح حضرت امیر (ع) با آغاز: «... قصه جبرئیل و استادش علی بود پیر استادش ...»و انجام: «پس پیاده شد آن سگ نامرد خنجر آبکو برون آورد ...»، از برگ 21-76 ابیاتی است که ممکن است ادامه متن اصلی «ورقه و گلشاه» باشد با این بیت: «... چو ما نازل گشت تقدیر الهی نباشد چاره بشنو ...»و انجام: «... به بخشان تو ای شاه جهاندار که هستند رو سیاه زشت گفتار التمت الکتاب»؛ خط: نستعلیق، کا: مشهدی عابد [نالکی؟]، تا: 1234ق، جا: کاشان؛ 154گ، 12سطر (8/5×14-15)، اندازه: 15×19سم [رایانه]