شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
داستان سیمرغ و سلیمان
پیوند کوتاه:
/m/132481
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 4 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نامشخص
- تعداد برگ و سطر:
- 14 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 22×35سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • تیماج مشکی
آغاز نسخه
« راویان اخبار و ناقلان آثار روایت میکنند از شیخ الکبیر و سلطان المحققین ... شیخ حسن بن ابی الحسین البصری ... که از <!-- page: 247 --> معتبران صحابه شنیده که ایشان از سرور عالمیان شنیده اند که فرمود که من که محمدم رسول خدا بر بالشی تکیه کرده بودم ... جبریل (ع) بیامد و مهری آورد. گفت ای جبرئیل قضای خدا بمهر بازگردد و جبرئیل گفت ... قضا دو گونه است ... بیایم و حکایت قضا و قدر پیش تو بازگویم ... به روزگار سلیمان ... روز یک شنبه بود که جمله خلائق از دیو و پری. در خدمتش صف زده بودند ... مرغکی که او را اسار گویند از او حرکتی در وجود آمد بی ادبانه سلیمان فرمود که آن مرغک را ادب کنند. آن مرغک گفت این حرکت از من نبود بل که از قضای خدا بود ... سیمرغ حاضر بود گفت ... مرا به قضاء و قدر هیچ اعتقاد نیست
روایت این داستان از حسن در (نسخه ما: حسن بن ابی الحسن) بصری است و در نسخه کتابخانه مشهد رضوی، راوی از حسن، ابو شمایل است و محمود ابوالفوارس از ابوشمائل شنیده است. اختلافات دیگر نیز در مقدمه داستان و صدر نسخه مشهد با نسخه جای سخن دیده میشود. مضمون داستان بحث در قضاء و قدر است نخست بین پیغمبر ما (ص) و جبرئیل و بعد بین سلیمان و سیمرغ و مرغکی اسارنام »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
مهر بازگردد و جبرئیل گفت ... قضا دو گونه است ... بیایم و حکایت قضا و قدر پیش تو بازگویم ... به روزگار سلیمان ... روز یک شنبه بود که جمله خلائق از دیو و پری. در خدمتش صف زده بودند ... مرغکی که او را اسار گویند از او حرکتی در وجود آمد بی ادبانه سلیمان فرمود که آن مرغک را ادب کنند. آن مرغک گفت این حرکت از من نبود بل که از قضای خدا بود ... سیمرغ حاضر بود گفت ... مرا به قضاء و قدر هیچ اعتقاد نیست
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 14 • صفحه 246 • ردیف 4
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
4. تهران؛ شورا؛ شماره نسخه: 291/12-فیروز
آغاز: راویان اخبار و ناقلان آثار روایت میکنند از شیخ الکبیر و سلطان المحققین ... شیخ حسن بن ابی الحسین البصری ... که از معتبران صحابه شنیده که ایشان از سرور عالمیان شنیده اند که فرمود که من که محمدم رسول خدا بر بالشی تکیه کرده بودم ... جبریل (ع) بیامد و مهری آورد. گفت ای جبرئیل قضای خدا بمهر بازگردد و جبرئیل گفت ... قضا دو گونه است ... بیایم و حکایت قضا و قدر پیش تو بازگویم ... به روزگار سلیمان ... روز یک شنبه بود که جمله خلائق از دیو و پری. در خدمتش صف زده بودند ... مرغکی که او را اسار گویند از او حرکتی در وجود آمد بی ادبانه سلیمان فرمود که آن مرغک را ادب کنند. آن مرغک گفت این حرکت از من نبود بل که از قضای خدا بود ... سیمرغ حاضر بود گفت ... مرا به قضاء و قدر هیچ اعتقاد نیست
روایت این داستان از حسن در (نسخه ما: حسن بن ابی الحسن) بصری است و در نسخه کتابخانه مشهد رضوی، راوی از حسن، ابو شمایل است و محمود ابوالفوارس از ابوشمائل شنیده است. اختلافات دیگر نیز در مقدمه داستان و صدر نسخه مشهد با نسخه جای سخن دیده میشود. مضمون داستان بحث در قضاء و قدر است نخست بین پیغمبر ما (ص) و جبرئیل و بعد بین سلیمان و سیمرغ و مرغکی اسارنام؛ بیکا، بیتا؛ جلد: تیماج مشکی، 14ص (305-318)، اندازه: 22×35سم [ف: 21 - 274]