نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

من لایحضره الطبيب (ترجمه)

عنوان پیراسته: من لایحضره الطبيب
man lā-yahzor-o-ho-t tabīb (t.)
1 نسخه ثبت‌شده قرن 7 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/65396
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #65396
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 32، ص 203 تا 204
زبان و قالب: فارسی (translation)
رده‌های موضوعی: طب

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

وابسته به من لایحضره الطبيب = طب الفقراء؛ رازی، محمد بن زکریا (251-313ق) مؤلف ناشناس و به احتمال از قرن پنجم یا ششم.بخش‌بندی: شامل مقدمه‌ای از مترجم در چگونگی آفرینش اعضای بدن در هجده فصل و سپس ترجمه مباحث کتاب من لا يحضره الطبيب اما با فصل‌بندی مجدد. یعنی مباحثکتاب رازی که در 36 فصل تنظیم گردیده در این ترجمه در 134 فصل ارائه شده است. با این توضیح که کاتب یا خود مترجم چهار فصل نخست را از قلم انداخته و از فصل پنجم شروع نموده است. همچنین فصول متن اصلی از هشتم به هشتاد و دوم پرش می‌کند و علت آن معلوم نیست. فصل‌های مقدمه مترجم هم از آغاز افتادگی دارد و از نیمه فصل سوم که درباره آفرینش چشم است به بعد باقی مانده است، به این شرح: باب 4. اندر آفرینش گوش؛ 5. آفرینش بینی؛ 6. آفرینش دهان؛ 7. آفرینش دل؛ 8. آفرینش شش؛ 9. آفرینش جگر؛ 10. آفرینش سپرز؛ 11. آفرینش گرده؛ 12. آفرینش زهره؛ 13. آفرینش مثانه؛ 14. آفرینش خایه؛ 15. آفرینش روده؛ 16. آفرینش رگ‌ها؛ 17. آفرینش معده؛ 18. آفرینش کودک. این نسخه از مهمترین ترجمه‌های فارسی باقی مانده از آثار رازی و در موضوع پزشکی می‌تواند به حساب آید، چراکه بر اساس رسم المشق و سبک‌شناسی کلمات و عبارات، اصل متن این ترجمه می‌تواند از قرن پنجم یا ششم باشد، هر چند انجامه نسخه تاریخ 640 دارد. خود همین انجامه نیز که به صورت کتیبه‌ای به خط کوفی کتابت شده است از جهت سبک‌شناسی نگارشی و نگاره‌ای به کتیبه‌های متون قرن هفتم و هشتم شبیه است. از جمله ویژگی‌های رسم المشقی شباهت بسیار زیاد خط کاتب در اتصالات و برخی مفردات حروف و کلمات به خط تعلیق است، خطی که پس از ابداع نستعلیق در قرن هشتم منسوخ شد یا به حداقل استفاده رسید. نوشتن «دال» به شکل «ذال» در برخی کلمات، مثل «آفریذ» و «نهاذ» و «خذاوند» و «بستانذ» که البته کسی بعدها بسیاری از این نقطه‌ها را با گزنک از نسخه سترده است، و نوشتن حرف ربط «که» به صورت «کی» در برخی مواضع و نگاشتن سه نقطه زیر حرف سین در برخی مواضع مثل کلمه «احسن» و «استسقا» از دیگر نشانه‌های قدمت نسخه و متن آن است. از ویژگی‌های سبک نگارش هم باید گفت نشانه‌هایی دال بر قدمت بالا در متن نسخه دیده می‌شود از جمله: استفاده از حرف اضافه «اندر» بجای «در» و فعل در صیغه «نبودی» به جای «نبود یا نمی بود»، «بیافرید» بجای «آفرید» و کاربرد افعال دیگر که خاص آن دوران بوده است مثل «گواردن» که گوارش از آن مصدر است؛ و نیز ترکیب‌های اسمی و فعلی جالب همچون «خام باد» و «شکم راندن».به عنوان نمونه‌ای که قدمت نسخه را به خوبی نشان می‌دهد از فصل نهم مقدمه جملاتی را می‌آورم: «اگر جگر ضعیف شد از معنی سردی و طعام نگوارد، همچنان ناکواشته بخویشتن کشد. اگر آب اندر طعام بود و بلغم بود همچنان باندامها بیرون برد و مردم را بخام باد افکند و بفالج و بلقوه اگر همچنان ناکواشت بروده فرو شود مردم را قولنج آرد و هیضه».از دیگر ویژگی‌های این ترجمه صبغه دینی آن است. به این ترتیب که مترجم همه جا در بیان چگونگی آفرینش یا کارکرد اندام‌ها از یاد خدا غافل نیست و همه را از حکمت بالغه خداوند سبحان می‌داند و به ویژه در پایان هر باب عبارت «فتبارک الله احسن الخالقین» را نیز تکرار می‌کند. مثلاً در ذکر آن عضله کوچک سر گلو که راه ورود غذا به نای را سد می‌کند و امروزه «اپیگلوت» خوانده می‌شود چنین نوشته: «ایزد تعالی بحکمت، پاره گوشت بکام بازبسته است بر مجری باد تا چون مکبه باشد، اگر یک ذره طعام یا شراب معده فرو خواهد شد براه شش فرو رود خفه همی کند، و نیز تا برافکند پس اگر بر نیاید مرد هلاک شود».باز از ویژگی‌های مهم این نسخه منحصر به فرد اشاره به عقاید اطبای آن دوران درباره بدن و طبیعت آن است. مثلاً درباره کارکرد شش در فصل مربوط به معده می‌نویسد: «و شش را پزشکان بیشین مروحة القلب گفته اند یعنی بادبیزن دل. اگر متواتر باد سرد از هوا نستاند و بدل نرساند و باد گرم از دل بیرون نکند دل بسوزد و مردم هلاک شود از صعبی گرمی دل». از دیگر ویژگی‌های اخلاقی مترجم آن که در ابتدای ترجمه هر باب از کتاب رازی همواره خود را مقید می‌داند که از وی نام ببرد، و این گونه حقگذار آن دانشمند نامور باشد.
سوابق و چاپ‌های اثر
ایران، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، 1390 شمسی، به کوشش احسان الله شکراللهی، 1، 174ص با ضمائم ص، نسخه برگردان، با تاریخ کتابت 640ق

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● من لایحضره الطبيب (ترجمه) / طب / فارسی man lā-yahzor-o-ho-t tabīb (t.) وابسته به من لایحضره الطبيب = طب الفقراء؛ رازی، محمد بن زکریا (251-313ق) مؤلف ناشناس و به احتمال از قرن پنجم یا ششم.بخش‌بندی: شامل مقدمه‌ای از مترجم در چگونگی آفرینش اعضای بدن در هجده فصل و سپس ترجمه مباحث کتاب من لا يحضره الطبيب اما با فصل‌بندی مجدد. یعنی مباحثکتاب رازی که در 36 فصل تنظیم گردیده در این ترجمه در 134 فصل ارائه شده است. با این توضیح که کاتب یا خود مترجم چهار فصل نخست را از قلم انداخته و از فصل پنجم شروع نموده است. همچنین فصول متن اصلی از هشتم به هشتاد و دوم پرش می‌کند و علت آن معلوم نیست. فصل‌های مقدمه مترجم هم از آغاز افتادگی دارد و از نیمه فصل سوم که درباره آفرینش چشم است به بعد باقی مانده است، به این شرح: باب 4. اندر آفرینش گوش؛ 5. آفرینش بینی؛ 6. آفرینش دهان؛ 7. آفرینش دل؛ 8. آفرینش شش؛ 9. آفرینش جگر؛ 10. آفرینش سپرز؛ 11. آفرینش گرده؛ 12. آفرینش زهره؛ 13. آفرینش مثانه؛ 14. آفرینش خایه؛ 15. آفرینش روده؛ 16. آفرینش رگ‌ها؛ 17. آفرینش معده؛ 18. آفرینش کودک. این نسخه از مهمترین ترجمه‌های فارسی باقی مانده از آثار رازی و در موضوع پزشکی می‌تواند به حساب آید، چراکه بر اساس رسم المشق و سبک‌شناسی کلمات و عبارات، اصل متن این ترجمه می‌تواند از قرن پنجم یا ششم باشد، هر چند انجامه نسخه تاریخ 640 دارد. خود همین انجامه نیز که به صورت کتیبه‌ای به خط کوفی کتابت شده است از جهت سبک‌شناسی نگارشی و نگاره‌ای به کتیبه‌های متون قرن هفتم و هشتم شبیه است. از جمله ویژگی‌های رسم المشقی شباهت بسیار زیاد خط کاتب در اتصالات و برخی مفردات حروف و کلمات به خط تعلیق است، خطی که پس از ابداع نستعلیق در قرن هشتم منسوخ شد یا به حداقل استفاده رسید. نوشتن «دال» به شکل «ذال» در برخی کلمات، مثل «آفریذ» و «نهاذ» و «خذاوند» و «بستانذ» که البته کسی بعدها بسیاری از این نقطه‌ها را با گزنک از نسخه سترده است، و نوشتن حرف ربط «که» به صورت «کی» در برخی مواضع و نگاشتن سه نقطه زیر حرف سین در برخی مواضع مثل کلمه «احسن» و «استسقا» از دیگر نشانه‌های قدمت نسخه و متن آن است. از ویژگی‌های سبک نگارش هم باید گفت نشانه‌هایی دال بر قدمت بالا در متن نسخه دیده می‌شود از جمله: استفاده از حرف اضافه «اندر» بجای «در» و فعل در صیغه «نبودی» به جای «نبود یا نمی بود»، «بیافرید» بجای «آفرید» و کاربرد افعال دیگر که خاص آن دوران بوده است مثل «گواردن» که گوارش از آن مصدر است؛ و نیز ترکیب‌های اسمی و فعلی جالب همچون «خام باد» و «شکم راندن».به عنوان نمونه‌ای که قدمت نسخه را به خوبی نشان می‌دهد از فصل نهم مقدمه جملاتی را می‌آورم: «اگر جگر ضعیف شد از معنی سردی و طعام نگوارد، همچنان ناکواشته بخویشتن کشد. اگر آب اندر طعام بود و بلغم بود همچنان باندامها بیرون برد و مردم را بخام باد افکند و بفالج و بلقوه اگر همچنان ناکواشت بروده فرو شود مردم را قولنج آرد و هیضه».از دیگر ویژگی‌های این ترجمه صبغه دینی آن است. به این ترتیب که مترجم همه جا در بیان چگونگی آفرینش یا کارکرد اندام‌ها از یاد خدا غافل نیست و همه را از حکمت بالغه خداوند سبحان می‌داند و به ویژه در پایان هر باب عبارت «فتبارک الله احسن الخالقین» را نیز تکرار می‌کند. مثلاً در ذکر آن عضله کوچک سر گلو که راه ورود غذا به نای را سد می‌کند و امروزه «اپیگلوت» خوانده می‌شود چنین نوشته: «ایزد تعالی بحکمت، پاره گوشت بکام بازبسته است بر مجری باد تا چون مکبه باشد، اگر یک ذره طعام یا شراب معده فرو خواهد شد براه شش فرو رود خفه همی کند، و نیز تا برافکند پس اگر بر نیاید مرد هلاک شود».باز از ویژگی‌های مهم این نسخه منحصر به فرد اشاره به عقاید اطبای آن دوران درباره بدن و طبیعت آن است. مثلاً درباره کارکرد شش در فصل مربوط به معده می‌نویسد: «و شش را پزشکان بیشین مروحة القلب گفته اند یعنی بادبیزن دل. اگر متواتر باد سرد از هوا نستاند و بدل نرساند و باد گرم از دل بیرون نکند دل بسوزد و مردم هلاک شود از صعبی گرمی دل». از دیگر ویژگی‌های اخلاقی مترجم آن که در ابتدای ترجمه هر باب از کتاب رازی همواره خود را مقید می‌داند که از وی نام ببرد، و این گونه حقگذار آن دانشمند نامور باشد. چاپ: ایران، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، 1390 شمسی، به کوشش احسان الله شکراللهی، 1، 174ص با ضمائم ص، نسخه برگردان، با تاریخ کتابت 640ق

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
17041 بی‌کاتب 640ق تعلیق، نسخ 148 شناسنامه ←