شناسنامه کتابشناختی اثر
مظهر الآثار
mazhar-ol āsār
12
نسخه ثبتشده
از قرن 10 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/60621
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #60621
پدیدآور / مؤلف:
هاشمی، محمد هاشم بن محمد مؤمن
تاریخ و سده تألیف:
940 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 30، ص 97
تا 99
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
شعر
عناوین دیگر و همتراز:
مثنوی مظهر الآثار
(masnavī mazhar-ol āsār)
اهدا / به درخواست:
شاه حسن
محل تألیف:
تته هندوستان
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
(1468 - 1540)
اولین مثنوی از پنج گنج اوست، در پیروی «مخزن الاسرار» نظامی و مطلع انوار امیر خسرو دهلوی و تحفظ الاحرار جامی. این مثنوی در «هفت اقلیم» به نام «مظهر اسرار» یاد شده است. تقدیم شده به شاه حسن: «باد مبارک به سپهدار عهد ×× آن که سبق برد ز اقران به جهد / شاه حسن خسرو شیرین سخن ×× انبته الله نباتاً حسن ... / شکر که در کوکبه عهد تو ×× یافت بنا این رقم از جهد تو / آن چه رقم زد قلم سحر سنج ×× گنج نخستین بود از پنج گنج». عناوین کتاب: در شکر تسمیه به تحمید که مفتاح ابواب معانی و فاتح اسباب دو جهان است؛ مناجات 1. در استغفار تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب العطایا جل جلاله و عم نواله؛ مناجات 2. در ایضاح آن که جمیع موجودات به یک وحدت قایمند و حجت آفتاب ذات او ساه اسماء و صفات ذات اوست اعلی شأنه؛ مناجات 3. در استفاضه انوار سرچشمه عین الیقین و چشم داشتن پرتو جمال جهان آفرین ما اعلی شأنه و برهانه؛ مناجات 4. در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی نیاز حضرت قاضی الحاجات عز اسمه؛ نعت 1. در تقدم نور حضرت سید کاینات علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات بر جمیع حقایق ممکنات؛ نعت 2. در صفت معراج نبی علیه السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج؛ نعت 3. در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفی است صلی الله علیه و آله و سلم؛ نعت 4. در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستانبوسی روضه مقدسه وی علیه السلام؛ نعت 5. در وقار بزرگی آن حضرت علیه التحیةو الثناء که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست؛ در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت الله ولی قدس الله سره؛ در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشاد پناهی شیخ محمد لاهجی قدس الله سره؛ دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی سوادند مزین به مدح والی عهد خلد الله ملکه که به شکرستان سخن پرورده باد؛ در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع و برهان صادق؛ در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی اند التعریفند (کذا؛ مستغنی التعریفند) و سخن جنسی است بلند پایه و بحری است پر از گوهر گرانمایه؛ در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه و متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض میگردد؛ در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شعبده انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه قول مرشد بلند آوازه نمیآید؛ روضه 1. در صفای رویت مرشد صافی صفات و رمیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات؛ روضه 2. در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هوا به نور تربیت پیر صادق؛ روضه 3. در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش؛ در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود ایجاد و آدم که مظهر اعظم است ...؛ حکایت بدیع الجمال شیشهگر که از وفور خوبی جهت مشاهد تفصیل جمال خویش از آینههای عینک حلبی مینا خانه بنا نمود و در هر یک مشاهد جمال خود نمود؛ موعظه 1. در وفور برکات پیشه دهقانی که به حکم الدنیا مزرعة الآخرة سرمایه محصول دو جهانی است صدق؛ حکایت آن بوالهوسی که به شب از خلق پنهان جو میکاشت و به روز از سودای خام گندم طمع میداشت از خری؛ در بیان وحدانیات حضرت احدیت جل ذکره که طغرای شهادت اشهد ان لا اله الا الله است و هر حرف ان محمداً رسول الله بر وحدانیتش یک گواه؛ در قطر باران نیسانی که از ترکیب ابر ظلمانی مصفا و بسیط گشته است به مقتضای ثبات اصلی مستغرق محیط میگردد عز قدرته؛ موعظه 4. در ذکر اقامت نماز پنجگانه که اثنیت عبد را رافع است؛ حکایت متوجه جمال از پی حضرت شاه نورالدین نعمت الله ولی قدس الله سره که دایم رو به قبله نشستی و چون به صحبت تیمور پشت بر قبله نمود؛ موعظه 5. در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درگاه نیران است؛ در روزه داشتن زلال بخش حوض کوثر سلام الله علیه که به فحوای کریمه ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً قوت خود را احسان نمود؛ موعظه 6. در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرانه درجات معارج اخروی است؛ حکایت صاحب خیری که از فیض کیمیای بلند عیار توفیق مهر تعلق از مخزن درم برداشت و به بذل درم سکه نام خود را بر لوح کرم بنگاشت؛ موعظه 7. در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پاکوفتن برهنه پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و انگیز سماع رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست؛ حکایت شیخ فضیل عیاض قدس سره که از سلوک حج به مقامی رسید که اگر در حال وجد بر دریا گذشتی قدمش برنگشتی و رسیدن اعرابی به وی؛ موعظه 8 در ترک صحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید [است]؛ حکایت حضرت عیسی که هرگز به ناجنسان نیامیخته است. و با همه روح بخشی از ابلهان که زنده صوری و مرده معنوی بر انگیخته است؛ موعظه 9. در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به حکم من صمت برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است؛ حکایت حسین منصور حلاج رحمت الله علیه که یک دم از اسرار عشق بر وی ظاهر کردند و او به حکم افشای سر الربوبیة کفر محرم آن دم نیامد؛ موعظه 10. در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سر به گریبان هستی فرو برده اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت در شبستان مستی فرو مردهاند؛ حکایت آن شب زنده اری که از بخت بیدار واقعه روز قیامت دید ...؛ موعظه 13. در تعدیل ارکان عدالت و وصف سلاطین عادل که به فحوای السلطان ظل الله فی الارض ملاذ خلایقند و به طراز کسوت آن لایق؛ حکایت عدالت خسرو غازی قدس سره و معمور شدن ممالک هرات به یمن معدلت وی و ترویج حال سادات؛ موعظه 14. در توحید اوضاع اصحاب که مهندسان قلم رو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب المآل عالم اسبابند؛ حکایت آن واعظی که اهل ظلم را دعای خیر میکرد و چون سبب میپرسیدند میگفت که ایشان مرا از جمیع اسباب دنیوی که آلت حرمان درجات اخروی است [محروم کرده اند]؛ موعظه
15. در وصیت آن که صبح پیری از بیاض انوار مطلع غیب دمیده و آفتاب افروز جوانی بر سر دیوان مقطع رسیده؛ حکایت پیر سیصد ساله رحمة الله علیه که در عهد شباب از حق عمر دراز خواست و چون ضعف پیری شد دریافت که علاج مرگ بوده؛ موعظه 16. در غنیمت شمردن آب و تاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است؛ حکایت ابن عطا قدس سره که شیطان را دید که دامی دارد که هرگز چنان دامی ندیده بود و کردن وی از شیطان سؤال قبض و بسط آن دام؛ موعظه 17. در تحریر خط و خال نیکوان که نقش دل پذیر نگارستان قلم رو صنع و کمال و آیینه معنی نمای صورتخانه عالم حس و جمالند؛ حسد بردن برادران بر یوسف نبی و به حیله او را دور ساختن و به حکم من حفر بئراً لاخیه وقع فیه او را در چاه انداختن؛ موعظه 18. در شرح جاذبه عشق که رگهای جان عاشقان را به حبل المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران عالم دل را از قید سودایش بسته ...؛ موعظه 20. در تنبیه و تعلیم نو رسیده که هنوز موسم تازه بهار نرسیده و سبز خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده؛ حکایت آن درویش توانگر دل که در مقام تسلیم و رضا مراد خود را در اراده حق عزوجل فانی ساخته بود و غبار خاطر به کلی پرداخته؛ خاتمه این نامه شکسته خامه به محک قبول کیمیا طبعان رایج باد که دیده وران شناخته جوهر نظم صاف و معیار معانی عالم انصافند. (حکیم)
آغاز اثر
« بسم الله الرحمن الرحیم ×× فاتحه آرای کلام قدیم / سرخط دیوان الهی است این ×× سرورق دفتر شاهیست این »
انجام اثر
« وز سر انصاف دعایی کنند ×× یاد فرومایه گدایی کنند / تا بود این مرکز دیرینه دیر ×× ذکر عزیزان سخن و آن خبر / شاهد این نظم همایون سخن ×× تا به ابد باد به وجه حسن »
سوابق و چاپهای اثر
چاپ شده است.
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 3215/4 و 2215
الذریعة 299/19 و 166/21
مشترک پاکستان، ج7، ص668-669
دنا، ج9، ص760
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● مظهر الآثار = مثنوی مظهر الآثار / شعر / فارسی
mazhar-ol āsār = masnavī mazhar-ol āsār
هاشمی، محمد هاشم بن محمد مؤمن، 872-946 قمری
hāšemī,mohammad hāšem ebn-e mohammad mo’men
(1468 - 1540)
اهداء به: شاه حسن
تاریخ تألیف: 940ق؛ محل تألیف: تته هندوستان
اولین مثنوی از پنج گنج اوست، در پیروی «مخزن الاسرار» نظامی و مطلع انوار امیر خسرو دهلوی و تحفظ الاحرار جامی. این مثنوی در «هفت اقلیم» به نام «مظهر اسرار» یاد شده است. تقدیم شده به شاه حسن: «باد مبارک به سپهدار عهد ×× آن که سبق برد ز اقران به جهد / شاه حسن خسرو شیرین سخن ×× انبته الله نباتاً حسن ... / شکر که در کوکبه عهد تو ×× یافت بنا این رقم از جهد تو / آن چه رقم زد قلم سحر سنج ×× گنج نخستین بود از پنج گنج». عناوین کتاب: در شکر تسمیه به تحمید که مفتاح ابواب معانی و فاتح اسباب دو جهان است؛ مناجات 1. در استغفار تقصیر و خطا به درگاه حضرت واهب العطایا جل جلاله و عم نواله؛ مناجات 2. در ایضاح آن که جمیع موجودات به یک وحدت قایمند و حجت آفتاب ذات او ساه اسماء و صفات ذات اوست اعلی شأنه؛ مناجات 3. در استفاضه انوار سرچشمه عین الیقین و چشم داشتن پرتو جمال جهان آفرین ما اعلی شأنه و برهانه؛ مناجات 4. در توفیق انتظام این صحیفه معانی آیات به درگاه بی نیاز حضرت قاضی الحاجات عز اسمه؛ نعت 1. در تقدم نور حضرت سید کاینات علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات بر جمیع حقایق ممکنات؛ نعت 2. در صفت معراج نبی علیه السلام و وصول به معاد که فنای عبد است در بقای معبود و اتصال نقطه آخرین قوس معارج بر نقطه قوس مدارج؛ نعت 3. در التماس آثار عنایت نبوی و اقتباس انوار هدایت مصطفی است صلی الله علیه و آله و سلم؛ نعت 4. در علو قدر و منزلت آن حضرت و استدعای آستانبوسی روضه مقدسه وی علیه السلام؛ نعت 5. در وقار بزرگی آن حضرت علیه التحیةو الثناء که منبع حلم و حیا و مجمع صدق و صفاست؛ در منقبت قطب دایره حقایق ازلی حضرت شاه نورالدین نعمت الله ولی قدس الله سره؛ در ذکر خیر مفتاح اسرار الهی و مصباح انوار سفیدی و سیاهی حضرت ارشاد پناهی شیخ محمد لاهجی قدس الله سره؛ دیباچه سخن در تحریر اوصاف اکابر قلم و بلاغت که ناظمان این طرز عالی سوادند مزین به مدح والی عهد خلد الله ملکه که به شکرستان سخن پرورده باد؛ در تعریف جواهر سخن که زبان حال بر لطافتش دلیل ساطع و حجت ناطق است و کلام سبحانی که در کسوت سخن ورود یافته بر فضیلتش نص قاطع و برهان صادق؛ در جوهریان ارباب سخن که قوم لطیف و طایفه مستغنی اند التعریفند (کذا؛ مستغنی التعریفند) و سخن جنسی است بلند پایه و بحری است پر از گوهر گرانمایه؛ در انتظام کلام نظم که از صور حروف اصلیه ذات بر لوح السنه و متکلمان عالم صفات ظاهر و فایض میگردد؛ در تحریر نقش پر زمزمه مقامات پرده دل که آهنگ نغمات شعبده انگیز صوت عرفان از قانون فطرتش بی زخمه قول مرشد بلند آوازه نمیآید؛ روضه 1. در صفای رویت مرشد صافی صفات و رمیدن مرید صادق از قید شب هجرت به صبح نجات؛ روضه 2. در طلوع صبح طلعت پیر آفتاب ضمیر و روشنایی یافتن مرید صادق از ظلمت هوا به نور تربیت پیر صادق؛ روضه 3. در تأثیر تربیت پیر رهنما و آگاه شدن مرید صادق از حال امروز بر حقیقت فردای خویش؛ در انبعاث مجردات عالم شهود و اجمال و آفرینش اجسام که عبارت از سلسله مادیات عالم شهود ایجاد و آدم که مظهر اعظم است ...؛ حکایت بدیع الجمال شیشهگر که از وفور خوبی جهت مشاهد تفصیل جمال خویش از آینههای عینک حلبی مینا خانه بنا نمود و در هر یک مشاهد جمال خود نمود؛ موعظه 1. در وفور برکات پیشه دهقانی که به حکم الدنیا مزرعة الآخرة سرمایه محصول دو جهانی است صدق؛ حکایت آن بوالهوسی که به شب از خلق پنهان جو میکاشت و به روز از سودای خام گندم طمع میداشت از خری؛ در بیان وحدانیات حضرت احدیت جل ذکره که طغرای شهادت اشهد ان لا اله الا الله است و هر حرف ان محمداً رسول الله بر وحدانیتش یک گواه؛ در قطر باران نیسانی که از ترکیب ابر ظلمانی مصفا و بسیط گشته است به مقتضای ثبات اصلی مستغرق محیط میگردد عز قدرته؛ موعظه 4. در ذکر اقامت نماز پنجگانه که اثنیت عبد را رافع است؛ حکایت متوجه جمال از پی حضرت شاه نورالدین نعمت الله ولی قدس الله سره که دایم رو به قبله نشستی و چون به صحبت تیمور پشت بر قبله نمود؛ موعظه 5. در صفت قدر و بزرگی ماه مبارک رمضان که مفتاح درجات جنان و قفل درگاه نیران است؛ در روزه داشتن زلال بخش حوض کوثر سلام الله علیه که به فحوای کریمه ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً قوت خود را احسان نمود؛ موعظه 6. در بیان ادای زکات که سرمایه برکات مدارج دنیوی و پیرانه درجات معارج اخروی است؛ حکایت صاحب خیری که از فیض کیمیای بلند عیار توفیق مهر تعلق از مخزن درم برداشت و به بذل درم سکه نام خود را بر لوح کرم بنگاشت؛ موعظه 7. در تحریر قانون راه حجاز که آهنگ پاکوفتن برهنه پایان دایره وجد عرفان و زخمه کارگر خار مغیلان اوست و انگیز سماع رقصان ذرات عالم جان در اصول جنبش ریگ روان اوست؛ حکایت شیخ فضیل عیاض قدس سره که از سلوک حج به مقامی رسید که اگر در حال وجد بر دریا گذشتی قدمش برنگشتی و رسیدن اعرابی به وی؛ موعظه 8 در ترک صحبت ناجنس که مصباح اسباب خمول و تحریر است و در فواید خلوت و عزلت که مفتاح ابواب وصول و توحید [است]؛ حکایت حضرت عیسی که هرگز به ناجنسان نیامیخته است. و با همه روح بخشی از ابلهان که زنده صوری و مرده معنوی بر انگیخته است؛ موعظه 9. در ایما و اشارت به اسرار خاموشی که به حکم من صمت برقع نجات و فلاح و پرده عافیت و صلاح است؛ حکایت حسین منصور حلاج رحمت الله علیه که یک دم از اسرار عشق بر وی ظاهر کردند و او به حکم افشای سر الربوبیة کفر محرم آن دم نیامد؛ موعظه 10. در تنبیه آنانی که از شراب نخوت سر به گریبان هستی فرو برده اند و در صبح آگاهی از خواب غفلت در شبستان مستی فرو مردهاند؛ حکایت آن شب زنده اری که از بخت بیدار واقعه روز قیامت دید ...؛ موعظه 13. در تعدیل ارکان عدالت و وصف سلاطین عادل که به فحوای السلطان ظل الله فی الارض ملاذ خلایقند و به طراز کسوت آن لایق؛ حکایت عدالت خسرو غازی قدس سره و معمور شدن ممالک هرات به یمن معدلت وی و ترویج حال سادات؛ موعظه 14. در توحید اوضاع اصحاب که مهندسان قلم رو سیاق و آداب و مستوفیان ابواب المآل عالم اسبابند؛ حکایت آن واعظی که اهل ظلم را دعای خیر میکرد و چون سبب میپرسیدند میگفت که ایشان مرا از جمیع اسباب دنیوی که آلت حرمان درجات اخروی است [محروم کرده اند]؛ موعظه
15. در وصیت آن که صبح پیری از بیاض انوار مطلع غیب دمیده و آفتاب افروز جوانی بر سر دیوان مقطع رسیده؛ حکایت پیر سیصد ساله رحمة الله علیه که در عهد شباب از حق عمر دراز خواست و چون ضعف پیری شد دریافت که علاج مرگ بوده؛ موعظه 16. در غنیمت شمردن آب و تاب نوروز جوانی که سرمایه فضل و اقبال و کامرانی و پیرایه اصل ایام زندگانی است؛ حکایت ابن عطا قدس سره که شیطان را دید که دامی دارد که هرگز چنان دامی ندیده بود و کردن وی از شیطان سؤال قبض و بسط آن دام؛ موعظه 17. در تحریر خط و خال نیکوان که نقش دل پذیر نگارستان قلم رو صنع و کمال و آیینه معنی نمای صورتخانه عالم حس و جمالند؛ حسد بردن برادران بر یوسف نبی و به حیله او را دور ساختن و به حکم من حفر بئراً لاخیه وقع فیه او را در چاه انداختن؛ موعظه 18. در شرح جاذبه عشق که رگهای جان عاشقان را به حبل المتین تعلق پیوسته است و گرفتاران عالم دل را از قید سودایش بسته ...؛ موعظه 20. در تنبیه و تعلیم نو رسیده که هنوز موسم تازه بهار نرسیده و سبز خط غبار از صفحه لوح عذارش ندمیده؛ حکایت آن درویش توانگر دل که در مقام تسلیم و رضا مراد خود را در اراده حق عزوجل فانی ساخته بود و غبار خاطر به کلی پرداخته؛ خاتمه این نامه شکسته خامه به محک قبول کیمیا طبعان رایج باد که دیده وران شناخته جوهر نظم صاف و معیار معانی عالم انصافند. (حکیم)
آغاز: بسم الله الرحمن الرحیم ×× فاتحه آرای کلام قدیم / سرخط دیوان الهی است این ×× سرورق دفتر شاهیست این
انجام: وز سر انصاف دعایی کنند ×× یاد فرومایه گدایی کنند / تا بود این مرکز دیرینه دیر ×× ذکر عزیزان سخن و آن خبر / شاهد این نظم همایون سخن ×× تا به ابد باد به وجه حسن
چاپ: چاپ شده است.
[نسخههای منزوی 3215/4 و 2215؛ الذریعة 299/19 و 166/21؛ مشترک پاکستان، ج7، ص668-669؛ دنا، ج9، ص760]
نسخههای خطی این اثر
12 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
گلپایگانی
قم
|
5722/1-29/62 | کبیر بن شیخ مظفر ساکن محمد آباد عرف بجایسی | 996ق | نستعلیق | 91 | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
8992 | بیکاتب | 998ق | نستعلیق | 90 | شناسنامه ← |
| 3 |
مجلس
تهران
|
9173 | بیکاتب | قرن 10 و 11 | نستعلیق | 103 | شناسنامه ← |
| 4 |
دائرة المعارف
تهران
|
330-عکسی | بیکاتب | قرن 11 | نستعلیق | 152 | شناسنامه ← |
| 5 |
مجلس
تهران
|
1122/3 | بیکاتب | قرن 11 | - | 6 | شناسنامه ← |
| 6 |
مرعشی
قم
|
1161/1 | زین العابدین بن ابی الحسن بن کتاب الله | 1154ق | نسخ | 5 | شناسنامه ← |
| 7 |
مرعشی
قم
|
9540 | بیکاتب | قرن 13 | نستعلیق | 85 | شناسنامه ← |
| 8 |
گلپایگانی
قم
|
8998/1-59/218 | بهرام ولد سهراب | پنجشنبه 25 رمضان1238ق | نستعلیق | 81 | شناسنامه ← |
| 9 |
دهگان
اراک
|
136/12 | بیکاتب | سهشنبه 22 صفر1242ق | نستعلیق | 79 | شناسنامه ← |
| 10 |
ملک
تهران
|
5363/1 | بیکاتب | 1267ق | نستعلیق | 56 | شناسنامه ← |
| 11 |
دانشگاه
تهران
|
1021/3-ف | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |
| 12 |
رضوی
مشهد
|
4132 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | - | شناسنامه ← |