نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

مجالس علاء الدوله سمنانی

majāles-e ‘alā‘-od dowle semnānī
1 نسخه ثبت‌شده قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/56888
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #56888
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 28، ص 65 تا 66
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: عرفان و تصوف

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

مقالات علاء الدوله سمنانی گرد آوری جلال الدین امیر اقبال بن سابق سیستانی. چهل مجلس است و مجلس اول روز عید فطر سال 721. در آغاز هر مجلس تاریخ و گاه مکان مجلس گویی ذکر گردیده است. در آغاز کتاب (پس از خطبه) چنین آمده: «بدان ای طالب حق مبین که این نسخه را تألیف کرد برادر دینی و محبوب یقینی امیر الفقراء و فقیر الامراء جلال الدین امیر اقبال بن سابق سجستانی - به وقتی که در مجلس انس و حضرت قدس - مخدوم شیوخ الاسلام - علاء الدوله السمنانی قدس الله سره - مواعظ و فوائدی که بر لفظ مبارکش می‌رود استماع می‌کرده نباید که به مرور روزگار بر خاطرش فراموش شود همچنان که بر این ضعیف همان فوائد بعضی فراموش شده است تا چون به قید کتابت مقید شود از آن امن تواند بود - قال المؤلف رحمه الله فوائدی که بر لفظ مبارک مخدوم حقیقی ... می‌رفت گاه بود که به سبب غفلت من بر خاطر مرتب یاد نمی‌ماند الحق هر یک گوهری قیمتی بود که از موج بحر الهی به کنار می‌افتاد این ضعیف را دریغ نمود محافظت آن ناکرده و آن را مهمل گذاشتن چه مدتی تقصیر کرده و بسیار فوائد از دست رفت تا روز عید فطر که بندگی [را] اندیشه افتاد که هیچ به از آن نباشد که این فوائد را در قید کتابت آورد و من بعد آنچه از لفظ مبارک بندگی مخدوم ... استماع افتد بنویسد و آنچه از گذشته‌ها یاد آید نیز بنویسد که هر گاه مطالعه افتد هر سخن نبوی مذکر باشد و در راه دین ممد گردد». این کتاب مجالس دارای خصائص لغوی و اصطلاحاتی و فوائد تاریخی است و در آن از روابط با ارغون خان و حسن چوپان و نیز از احمد غزالی و از جلال الدین سمنانی (عم علاء الدوله) و از کتاب معارف و عروه (از تألیفات سمنانی) یاد شده است. اینک فهرست مجلس‌ها: 1. سنه اربع و عشرین و سبعمایه فرمود در اثناء تلاوت قرآن در خاطر افتاد که حق جل اسمه هر شبی هر یکی از نبی و آل و اصحاب او یاد کرده است؛ 2. روز دوشنبه در باغ صوفیا باد نشسته در حال که با اخی محمد دهستانی عتاب همی فرمود که مردم از چهار طبقه بیرون نیستند؛ 3. درویشان پنبه پیرو (بیرو کردن؛ زدن پنبه) می‌کردند بندگی مخدوم نیز موافقت می‌کرد و فرمود رسول (ص) هرگز بیکار نبود؛ 4. فرمود بسیار کس باشند که معنی کلمه لا اله الا الله ندانند و دروی خواهند کتاب‌ها تصنیف کنند؛ 5. فرمود قرآن می‌خواندم به این آیه رسیدم ...؛ 6. می‌فرمود مرا در سلوک معلوم [شد] که هر که در جهان چیزی می‌پرستد او صفتی از صفات حق می‌پرستد؛ 7. همان سخن را مکرر فرمود که در مجلس پنجم؛ 8 فرمود امروز هر چند غائب می‌شدم مرا معنی بر سر این بیت باز می‌آورد؛ 9. فرمود اگر می‌خواهم آنچه مرا معلوم می‌شود کشف کنم از این می‌اندیشم؛ 10. فرمود در معارف که نوشته‌ام ترا هیچ سخنی می‌آید و شبهه‌ای زحمت می‌دهد گفتم نه؛ 11. فرمود عجب حالست این مردمان از خود و از عالم سخت بی خبرند؛ 12. بر سر کار خانه بود که دوشاب می‌پختند - این حقیقت را فرمود؛ 13. شبی شیخ دام ظله اصحاب را جمع کرد که درویشی همین روز واقعه‌ای دید؛ 14. از درویشی پرسید که چه واقعه گفته‌ای؛ 15. در حمام اتفاق افتاد که اخی عبدالله حشتی از اردو رسید بود با او حکایت می‌فرمود که دیدن حسن چوپان به چه سبب اتفاق افتاد؛ 16. شب اول اربعین موسی بود اخی علی را و بیچاره را طلب کرد؛ 17. این بیچاره را فرمود که چه واقعه دیده ای بگوی؛ 18. اخی علی مصری را پیش خود نشانده بود - بدایت حال خود را چنان که در عروه است به او تقریر می‌کرد دراثنا فرمود که روزی شخصی بر من اعتراض کرد که علاء الدین هند و مرد طالم است وعوان و تو او را ارشاد می‌کنی؛ 19. اخی علی مصری مرا فرمد درویشان که مصاحب تو آمده‌اند تو می‌پرس - و این اخی علی شیخی بود در ملک شام و روم مشار الیه؛ 20. فرمود مردمان از این چند طبقه خالی نیستند؛ 21. آن بود که امیر چوپان به مازندران می‌رفت چون به صوفیاباد رسید به او گفتند شیخ اینجاست؛ 22. اخی علی مصری می‌گفت که پیغمبران بنی اسرائیل بعضی بوده‌اند که رکاب پادشاهان می‌گرفته‌اند - اگر مخدوم شیخ رفتی جهت مسلمانان بد نبودی؛ 23. می‌فرمود که سخن‌های ما را پیش امیر چوپان گفته‌اند و توجه ما را به حرب کفار شینده گفته است که مصطفی گفته الصلح خیر؛ 24. در واقعات درویشان سخنی می‌رفت فرمود نوشتن واقعاً نزدیک من مستنکر است؛ 25. فرمود عجب حالی است این حال پادشاهان که چگونه به هیچ می‌ناید؛ 26. چون این ضعیف پرسید مخدوم دام ظله این فایده فرموده بود - از تقریر اخی علی سیستانی نوشته شده (این مجلس در باب صفات ذات خداست)؛ 27. فرمود درویشان که به کاری مشغولند باید هیچ بطالی را راه ندهند(در این مجلس از استاد خویش مولانا جمال الدین که صاحب تصانیف بسیار و شاگرد سید اخفش بود سخن می‌گوید)؛ 28. درویشی پرسید این که محیی الدین حق را وجود مطلق گفته معاقب بود در قیامت یا نه؛ 29. فرمود درویش می‌باید فائده‌جو باشد؛ 30. حکایت کاریز می‌فرمود عملی نیک است چه آبی در زیر زمین به سعی کسی به روی زمین افتد - و از این کاریز صوفیاباد درافتاد (تاریخچه حفر قناتی است با همت علاء الدوله سمنانی 118)؛ 31. سخن می‌فرمود در حصر ممکنات و جوهر مفارق - که حکما چگونه اثبات کرده‌اند؛ 32. روزی میفرمود که درویشان باید که زود - به سخنان رنگین - فریفته نشوند - فرمود در آن وقت که ارغون این ضعیف را از راه بغداد بازگردانید به جبر به اردو برد - عم من جلال الدین سمنانی وزیر بود و خال من سیاین قاضی ممالک و ندیم. در این مجلس ازاستاد خود شیخ عفیف الدین و از حاجی آملی یاد می‌کند؛ 33. بیچارگان را طلب داشت یعنی اخلی علی رومی و اخی علی سیستانی و کات ضعیف اقبال بن سابق سیستانی شب نوزدهم ذی الحجه فرمود توجه مردانه می‌باشد کرد؛ 34. فرمود درویشان باید بدانند که آخرت جان دنیاست؛ 35. در حمام این ضعیف از لطیفه انسانیت سؤال کرد؛ 36. فرمود جمله انبیا که آمده‌اند از بهر آن آمده‌اند تا چشم خلق بگشایند؛ 37. فرمود شما را طلبیده‌ام تا واقعه علی را بشنوید که دوش دیده است؛ 38. فرمود امروز که قرآن می‌خواندم در خاطر من آمده که درویشان را بطلبم بگویم البته قرآن بسیار خوانند؛ 39. فرمود که درویشان بیستم ماهوقت خلوت خواهد بود اما نگاشته داشتن شرائط خلوت راجد بلیغ می‌باید؛ 40. فرمود که مقصود از نوشتن فلاح بیشتر بود. چهار نسخه دیگر از این اثر پیشتر در فنخا (ج11: ص 292) با عنوان «چهل مجلس = اقبالیه» و با انتساب به علاءالدوله سمنانی معرفی شده است.
سوابق و چاپ‌های اثر
به کوشش و پیشگفتار نجیب مایل هروی، تهران، 1366ش

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● مجالس علاء الدوله سمنانی / عرفان و تصوف / فارسی majāles-e ‘alā‘-od dowle semnānī سیستانی، امیر اقبال بن سابق، ق8 قمری sīstānī,amīr eqbāl ebn-e sābeq ( - 14c) مقالات علاء الدوله سمنانی گرد آوری جلال الدین امیر اقبال بن سابق سیستانی. چهل مجلس است و مجلس اول روز عید فطر سال 721. در آغاز هر مجلس تاریخ و گاه مکان مجلس گویی ذکر گردیده است. در آغاز کتاب (پس از خطبه) چنین آمده: «بدان ای طالب حق مبین که این نسخه را تألیف کرد برادر دینی و محبوب یقینی امیر الفقراء و فقیر الامراء جلال الدین امیر اقبال بن سابق سجستانی - به وقتی که در مجلس انس و حضرت قدس - مخدوم شیوخ الاسلام - علاء الدوله السمنانی قدس الله سره - مواعظ و فوائدی که بر لفظ مبارکش می‌رود استماع می‌کرده نباید که به مرور روزگار بر خاطرش فراموش شود همچنان که بر این ضعیف همان فوائد بعضی فراموش شده است تا چون به قید کتابت مقید شود از آن امن تواند بود - قال المؤلف رحمه الله فوائدی که بر لفظ مبارک مخدوم حقیقی ... می‌رفت گاه بود که به سبب غفلت من بر خاطر مرتب یاد نمی‌ماند الحق هر یک گوهری قیمتی بود که از موج بحر الهی به کنار می‌افتاد این ضعیف را دریغ نمود محافظت آن ناکرده و آن را مهمل گذاشتن چه مدتی تقصیر کرده و بسیار فوائد از دست رفت تا روز عید فطر که بندگی [را] اندیشه افتاد که هیچ به از آن نباشد که این فوائد را در قید کتابت آورد و من بعد آنچه از لفظ مبارک بندگی مخدوم ... استماع افتد بنویسد و آنچه از گذشته‌ها یاد آید نیز بنویسد که هر گاه مطالعه افتد هر سخن نبوی مذکر باشد و در راه دین ممد گردد». این کتاب مجالس دارای خصائص لغوی و اصطلاحاتی و فوائد تاریخی است و در آن از روابط با ارغون خان و حسن چوپان و نیز از احمد غزالی و از جلال الدین سمنانی (عم علاء الدوله) و از کتاب معارف و عروه (از تألیفات سمنانی) یاد شده است. اینک فهرست مجلس‌ها: 1. سنه اربع و عشرین و سبعمایه فرمود در اثناء تلاوت قرآن در خاطر افتاد که حق جل اسمه هر شبی هر یکی از نبی و آل و اصحاب او یاد کرده است؛ 2. روز دوشنبه در باغ صوفیا باد نشسته در حال که با اخی محمد دهستانی عتاب همی فرمود که مردم از چهار طبقه بیرون نیستند؛ 3. درویشان پنبه پیرو (بیرو کردن؛ زدن پنبه) می‌کردند بندگی مخدوم نیز موافقت می‌کرد و فرمود رسول (ص) هرگز بیکار نبود؛ 4. فرمود بسیار کس باشند که معنی کلمه لا اله الا الله ندانند و دروی خواهند کتاب‌ها تصنیف کنند؛ 5. فرمود قرآن می‌خواندم به این آیه رسیدم ...؛ 6. می‌فرمود مرا در سلوک معلوم [شد] که هر که در جهان چیزی می‌پرستد او صفتی از صفات حق می‌پرستد؛ 7. همان سخن را مکرر فرمود که در مجلس پنجم؛ 8 فرمود امروز هر چند غائب می‌شدم مرا معنی بر سر این بیت باز می‌آورد؛ 9. فرمود اگر می‌خواهم آنچه مرا معلوم می‌شود کشف کنم از این می‌اندیشم؛ 10. فرمود در معارف که نوشته‌ام ترا هیچ سخنی می‌آید و شبهه‌ای زحمت می‌دهد گفتم نه؛ 11. فرمود عجب حالست این مردمان از خود و از عالم سخت بی خبرند؛ 12. بر سر کار خانه بود که دوشاب می‌پختند - این حقیقت را فرمود؛ 13. شبی شیخ دام ظله اصحاب را جمع کرد که درویشی همین روز واقعه‌ای دید؛ 14. از درویشی پرسید که چه واقعه گفته‌ای؛ 15. در حمام اتفاق افتاد که اخی عبدالله حشتی از اردو رسید بود با او حکایت می‌فرمود که دیدن حسن چوپان به چه سبب اتفاق افتاد؛ 16. شب اول اربعین موسی بود اخی علی را و بیچاره را طلب کرد؛ 17. این بیچاره را فرمود که چه واقعه دیده ای بگوی؛ 18. اخی علی مصری را پیش خود نشانده بود - بدایت حال خود را چنان که در عروه است به او تقریر می‌کرد دراثنا فرمود که روزی شخصی بر من اعتراض کرد که علاء الدین هند و مرد طالم است وعوان و تو او را ارشاد می‌کنی؛ 19. اخی علی مصری مرا فرمد درویشان که مصاحب تو آمده‌اند تو می‌پرس - و این اخی علی شیخی بود در ملک شام و روم مشار الیه؛ 20. فرمود مردمان از این چند طبقه خالی نیستند؛ 21. آن بود که امیر چوپان به مازندران می‌رفت چون به صوفیاباد رسید به او گفتند شیخ اینجاست؛ 22. اخی علی مصری می‌گفت که پیغمبران بنی اسرائیل بعضی بوده‌اند که رکاب پادشاهان می‌گرفته‌اند - اگر مخدوم شیخ رفتی جهت مسلمانان بد نبودی؛ 23. می‌فرمود که سخن‌های ما را پیش امیر چوپان گفته‌اند و توجه ما را به حرب کفار شینده گفته است که مصطفی گفته الصلح خیر؛ 24. در واقعات درویشان سخنی می‌رفت فرمود نوشتن واقعاً نزدیک من مستنکر است؛ 25. فرمود عجب حالی است این حال پادشاهان که چگونه به هیچ می‌ناید؛ 26. چون این ضعیف پرسید مخدوم دام ظله این فایده فرموده بود - از تقریر اخی علی سیستانی نوشته شده (این مجلس در باب صفات ذات خداست)؛ 27. فرمود درویشان که به کاری مشغولند باید هیچ بطالی را راه ندهند(در این مجلس از استاد خویش مولانا جمال الدین که صاحب تصانیف بسیار و شاگرد سید اخفش بود سخن می‌گوید)؛ 28. درویشی پرسید این که محیی الدین حق را وجود مطلق گفته معاقب بود در قیامت یا نه؛ 29. فرمود درویش می‌باید فائده‌جو باشد؛ 30. حکایت کاریز می‌فرمود عملی نیک است چه آبی در زیر زمین به سعی کسی به روی زمین افتد - و از این کاریز صوفیاباد درافتاد (تاریخچه حفر قناتی است با همت علاء الدوله سمنانی 118)؛ 31. سخن می‌فرمود در حصر ممکنات و جوهر مفارق - که حکما چگونه اثبات کرده‌اند؛ 32. روزی میفرمود که درویشان باید که زود - به سخنان رنگین - فریفته نشوند - فرمود در آن وقت که ارغون این ضعیف را از راه بغداد بازگردانید به جبر به اردو برد - عم من جلال الدین سمنانی وزیر بود و خال من سیاین قاضی ممالک و ندیم. در این مجلس ازاستاد خود شیخ عفیف الدین و از حاجی آملی یاد می‌کند؛ 33. بیچارگان را طلب داشت یعنی اخلی علی رومی و اخی علی سیستانی و کات ضعیف اقبال بن سابق سیستانی شب نوزدهم ذی الحجه فرمود توجه مردانه می‌باشد کرد؛ 34. فرمود درویشان باید بدانند که آخرت جان دنیاست؛ 35. در حمام این ضعیف از لطیفه انسانیت سؤال کرد؛ 36. فرمود جمله انبیا که آمده‌اند از بهر آن آمده‌اند تا چشم خلق بگشایند؛ 37. فرمود شما را طلبیده‌ام تا واقعه علی را بشنوید که دوش دیده است؛ 38. فرمود امروز که قرآن می‌خواندم در خاطر من آمده که درویشان را بطلبم بگویم البته قرآن بسیار خوانند؛ 39. فرمود که درویشان بیستم ماهوقت خلوت خواهد بود اما نگاشته داشتن شرائط خلوت راجد بلیغ می‌باید؛ 40. فرمود که مقصود از نوشتن فلاح بیشتر بود. چهار نسخه دیگر از این اثر پیشتر در فنخا (ج11: ص 292) با عنوان «چهل مجلس = اقبالیه» و با انتساب به علاءالدوله سمنانی معرفی شده است. چاپ: به کوشش و پیشگفتار نجیب مایل هروی، تهران، 1366ش

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
4000 جلال الدین 1272ق نستعلیق 162 شناسنامه ←