شناسنامه کتابشناختی اثر
الشکوک علی جالینوس
aš-šakūk ‘ala jālīnūs
3
نسخه ثبتشده
قرن 11 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/42277
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #42277
پدیدآور / مؤلف:
رازی، محمد بن زکریا
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 21، ص 131
تا 133
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
طب
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
اعتراضات و شکوک رازی بر این کتابهای جالینوس است: کتاب البرهان، منافع الاعضاء، كتابه في آراء بقراط و افلاطن، کتاب القوی الطبیعیه، کتاب الاسطقسات علی رای ابقراط و تفسیر کتاب بقراط فی طبيعة الانسان، کتاب المزاج، کتاب الادوية المفرده، الميامر، کتاب قاطاجانس، حيلة البرء، الاعضاء الآلمه، العلل و الاعراض، البحران، اصناف الحميات، تدبير الاصحاء، كتاب الفصول، تقدمة المعرفة، الامراض الحاده و النبض الكبير. رازی از دیگر مؤلفات او نیز یاد میکند: از آن جمله از کتابی به نام «ما يعتقده جالینوس رایا» که میگوید آخرین تألیفات جالینوس است و التجربة الطبية.
پیداست رازی مقالات و یا کتابهای دیگر در شکوک بر جالینوس داشته و یا به هنگام تألیف این کتاب میخواست بنویسد که از آنها در این کتاب یاد میکند، از آن جمله است: شکوک کتاب اخلاق، وی میگوید: «میخواهم کتابی درباره عوارض نفوس تألیف کنم و در آن شکوک کتاب الاخلاق جالینوس را جداگانه بیاورم»؛ مقاله در نقض بر جالینوس در مسئله ابصار (در کتاب البرهان)، وی در پایان شکوک مسئله ابصار (کذا، جای سخن) میگوید: «و قد افردت للنظر في هذا الرای مقالة ضخمه. و نقضت ما قاله فی هذا الرأى في كتاب البرهان و فی سائر کتبه نقضا شافیا و ما قلته هنهنا يجرى فی غرض کتابنا هذا»؛ مقاله في كيفية الاعتذار، رازی در پایان شکوک کتاب جالينوس فی القوى الطبیعیه میگوید: «این شکوک همه قابل حل است و همه را در مقاله كيفية الاعتذار آوردهام»؛ شکوک کتاب الاسطقسات و کتاب طبيعة الانسان، وی در بحث درباره جزء لا یتجزى در اواخر شک در کتاب الاسطقسات از کتاب حاضر میگوید: «و قد افردنا للبحث عن تفصيل ما قيل فيهذين الكتابين مما ينحو نحو مناقضة هذا الرأى (یعنی ترکب عناصر اربعه از اجزاء صغار غیر قابل تقسیم) و عن ما قال القدما في الاسطقسات و المبادى و الكيفيات كتابا فاما في هذا الموضع فشكنا على جالينوس توهمه انه نقض ...»؛ مقاله در حل شک و سخن جالینوس در طبیعت سرکه و طبیعت سردی و گرمی در ذیل شک کتاب الادوية المفرده؛ كتاب الازمنه، يتضمن الشک على المقالة الثالثه من الفصول (في ان انقلاب اوقات السنة يولد الامراض) و کتاب اپیدیمیا و کتاب الادویه، رازی در شک بر مقاله 3 کتاب فصول میگوید: «لاینبغی ان نطول الکتاب بحله و لا بحل شیء من الشکوک التي في كلامه في الازمنة لانها كثيرة جداً اذ نحتاج فيها من الكلام الى اضعاف هذا الكتاب و لانا عازمون على عمل کتاب فی الازمنه نخصه بهذا المعنى و نبحث فيه عما فى هذه المقاله و ما في كتاب اپيديميا و كتاب الادويه بحثاً مستقصی»؛ شکوک کتاب النبض الكبير لجالینوس، در کتاب حاضر در آغاز بیان شکوک کتاب نبض کبیر میگوید: در کتاب نبض با همه اهمیتش شکوک فراوان هست و بیان شکوک آن نیازمند به کتابی مستقل است، اعتراضات رازی بر جالینوس در کتاب النبض درباره اقسام بسیار نبض است که در این کتاب یاد شده و جالینوس مدعی است تمام آنها را از تجربه و احساس خود به دست آورده، رازی به همین مناسبت به قدرت اثر تخیل در انسان اشاره میکند و میگوید: «من که سخت از ادعاء جالینوس در این کتاب در شگفت بودم به یاد آوردم سخن مرد بزرگی را که در بغداد این کتاب النبض را با من مطالعه میکرد. وی میگفت انسان اگر چیزی را در خیال بپروراند و درباره آن فکر کند، بارها اتفاق میافتد که تصور میکند آن را حس کرده است»، سپس رازی در این باره به تفصیل میپردازد و خود نیز شواهدی بر قدرت تأثیر تخیل میآورد و نتیجه میگیرد که جالینوس را نمیتوان تکذیب کرد بلکه باید او را دچار اشتباه تخیل با حس دانست و در پایان این بحث مفصل نوید کتابی دیگر درباره این موضوع (شکوک کتاب نبض) میدهد.
شکوک رازی همه در این کتاب همه از قبیل اعتراض بر ذات مطلب جالینوس و از نظر علمی نیست بلکه در پارهای از موارد درباره برخی از شیوههاست از قبیل اطاله غیر لازم یا ادعاء وضوح و اجماعی بودن مسئلهای که مورد اختلاف آراء ست و نظایر آن و از این قبیل است شک بر جالینوس در کتاب قاطاجانس (= معالجات)، رازی در عین اینکه این کتاب را بسیار ستوده و سودمند میشمارد بر تفصیل فراوان و توضیحات بیش از حد جالینوس در مورد انواع مرهمها و تکرارهای او خردهگیری میکند و اتلاف وقت میداند.
رازی در این کتاب در بسیاری از جایها پس از بیان شک، حل آن را نیز یاد میکند و به اعتراض خود جواب میدهد و یا میگوید «این شک قابل حل است» و به هر حال به قابل حل بودن شک اقرار میکند و حل پارهای از شکوک را به کتاب دیگری از تألیفات خویش احالت میدهد، چنان که درباره کتاب حیلة البرء میگوید: «هذا الشکوک ینحل عن جالینوس الا انا ذكرناها من اجل ان جالینوس انما تجاوز عادته فی البیان فیها بحسب الواجب». رازی در این کتاب از کسی سخن میگوید که با او کتابهای جالینوس را میخواندهاند و او طرفدار ارسطو بوده است و این مطلب در چند جا از این کتاب و به چند گونه آمده و از سخن او در ذیل شک بر کتاب الادوية المفرده بر میآید که این مرد از بزرگان بغداد (= مدينة الاسلام) بوده است.
یکی از کارهای رازی در این کتاب که از جنبه تحقیق در آراء فلسفی او جالب و چشمگیر است، سؤالات او درباره تکوین اجسام و نفوس و علل حدوث مواد و صور است که در ذیل شکوک بر کتاب «منافع الاعضاء» جالینوس ایراد میکند. جالینوس در کتاب منافع الاعضاء میگوید بدن آلت نفس است و دلیل اختلاف اعضاء (در انواع حیوان) اختلاف نفوس آنها است چنانکه شیر چون دارای نفسی جری و جسور است در اندام او چنگ و دندانهای آنچنانی دیده میشود و خرگوش که صفت نفسانی او ترس است وسیله فرار به او هدیه شده است. رازی میگوید از این سخن پیداست که جالینوس نفس را جوهری قائم به ذات ـ نه قائم به بدن ـ میداند و معتقد است نفوس قبل از ابدان وجود دارند و این سخن اولاً با رأی او که قوای نفس را تابع مزاج بدن میداند و در اکثر تألیفاتش ابراز میدارد مخالف است. ثانیاً جالینوس پیوسته از ورود در مباحث فلسفه الهی بیزار و فراری است و خود در پارهای از این مسائل اقرار به نادانی و حیرت کرده ـ چنانکه در کتاب آراء خود میگوید درباره حدوث و قدم عالم و جوهریت به ذات و عرضیت نفس چیزی نمیداند و حکمی نمیتواند کرد. رازی در اینجا میگوید جالینوس با وارد شدن در این بحث به ناچار این سؤالها و شکوک را ـ که دشواری آنها پنهان نیست ـ متوجه خویش ساخته است: اینک سؤالهای رازی: 1. اقديمة هذه الماده التي جعل منها الحيوان ام محدثه؛ 2. و ان كانت محدثه، فهل لا احدثها مقرونه بجميع ما ترونه فيها حتى لا يمتنع من اجلها شیء...؛ 3. و ما العله الداعيه الى احداث ما لم يكن؛ 4. و ان كانت قديمه: فكيف يقبل ما لم يزل غير قابل له من هذه الاشكال و الصور؛ 5. و ما العلة الدائمه (او: الداعيه) (كذا) للمشكل المصور الى تشكيلها و تصويرها - و كذلك القول في النفوس؛ 6. هلا احدثها محدثها - ان كانت محدثه - على غاية الفضل و الكمال ان كان حكيما ناظراً جواداً؛ 7. ما العلة الداعيه الى احداثها؛ 8. و ان كانت قديمه على اختلاف جواهرها فكيف يسكن من هذه الاجساد؛ 9. و ما العه الداعيه لمسكنها الى ذلك؛ 10. و ما وجه الحكمة و النظر و الجود في جميع ما يقع من الالم بالحيوان من الطبيعه و من بعضها بعضاً في الخلق الخافض كالحشرات و كالذئاب و الديدان؛ 11. و ان كان ذلك انما يقع من اجل ردائة الماده و اختلاف جواهر النفوس: فهلا تركها منفرده غير مزدوجه ليريحها من هذه الالام ...؛ 16. و ما الوجه في التخلص من هذه المناقضه اعنى الاسباب الداعيه الى الشهاده لفاعل الحيوان بالحكمة اذا نظرنا ما في خلقهما من التشكيل و التصوير المتقن العجيب. (عبدالحسین حائری، با تلخیص)
آغاز اثر
« قال محمد بن زکریا الرازی، انی لاعلم كثيرا من الناس، يستجهلونی فی تأليف هذا الكتاب و كثيراً منهم يلوموننی و يعنفوننی ... »
انجام اثر
« لكن ارجوان اقطع معاذيره فی الكتاب الثانی و مما يؤخذ على جالينوس ... قوله فی هذا الكتاب ان لغة اليونانيين اعذب اللغات و اطلقها ... و اشكلها لذوى المنطق و ذلك زعم ... و ليس هذا كلام مثله لوعرى عن الهواء و الميل فان هذا كلام عوام الناس و من لايدرى ان الالفاظ انما يخف و يعذب بالاعتياد و ان العرب يستقل لغة الروم كما يستقل الروم لغة العرب و ان الانسان يستقل لغة غيره و يعسر عليه التكلم بها حتى اذا كثرت استعماله خفت عنده بعد الثقل و سهلت بعد التعسر فلينظر الآن فی هذا الكتاب بعين عدل ممن يعنيه الحق و يحب العلم لنفسه و جعل ثواب عنائنا به مطالعته لما يشك فيه منه و الحمد فيه منه و الحمد لواهب العقل و ولى العدل و الحكمة و الفضل حمداً لانهايه. »
سوابق و چاپهای اثر
تحقیق مهدی محقق (تهران، معهد الدراسات الاسلامية جامعة طهران و المعهد العالى العالمي كوالالامفور: 1372)
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
البيان و التبيين = حل شكوك الرازى على كتب جالينوس؛ زهرالایادی، زهر بن عبدالملک (-525)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
سرگذشت رازی از نجم آبادی: 205
دنا1219/6
سزگین 77/3 و 290 و 292
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● الشکوک علی جالینوس / طب / عربی
aš-šakūk ‘ala jālīnūs
رازی، محمد بن زکریا، 251 - 313 قمری
rāzī, mohammad ebn-e zakarīyā (866 - 926)
اعتراضات و شکوک رازی بر این کتابهای جالینوس است: کتاب البرهان، منافع الاعضاء، كتابه في آراء بقراط و افلاطن، کتاب القوی الطبیعیه، کتاب الاسطقسات علی رای ابقراط و تفسیر کتاب بقراط فی طبيعة الانسان، کتاب المزاج، کتاب الادوية المفرده، الميامر، کتاب قاطاجانس، حيلة البرء، الاعضاء الآلمه، العلل و الاعراض، البحران، اصناف الحميات، تدبير الاصحاء، كتاب الفصول، تقدمة المعرفة، الامراض الحاده و النبض الكبير. رازی از دیگر مؤلفات او نیز یاد میکند: از آن جمله از کتابی به نام «ما يعتقده جالینوس رایا» که میگوید آخرین تألیفات جالینوس است و التجربة الطبية.
پیداست رازی مقالات و یا کتابهای دیگر در شکوک بر جالینوس داشته و یا به هنگام تألیف این کتاب میخواست بنویسد که از آنها در این کتاب یاد میکند، از آن جمله است: شکوک کتاب اخلاق، وی میگوید: «میخواهم کتابی درباره عوارض نفوس تألیف کنم و در آن شکوک کتاب الاخلاق جالینوس را جداگانه بیاورم»؛ مقاله در نقض بر جالینوس در مسئله ابصار (در کتاب البرهان)، وی در پایان شکوک مسئله ابصار (کذا، جای سخن) میگوید: «و قد افردت للنظر في هذا الرای مقالة ضخمه. و نقضت ما قاله فی هذا الرأى في كتاب البرهان و فی سائر کتبه نقضا شافیا و ما قلته هنهنا يجرى فی غرض کتابنا هذا»؛ مقاله في كيفية الاعتذار، رازی در پایان شکوک کتاب جالينوس فی القوى الطبیعیه میگوید: «این شکوک همه قابل حل است و همه را در مقاله كيفية الاعتذار آوردهام»؛ شکوک کتاب الاسطقسات و کتاب طبيعة الانسان، وی در بحث درباره جزء لا یتجزى در اواخر شک در کتاب الاسطقسات از کتاب حاضر میگوید: «و قد افردنا للبحث عن تفصيل ما قيل فيهذين الكتابين مما ينحو نحو مناقضة هذا الرأى (یعنی ترکب عناصر اربعه از اجزاء صغار غیر قابل تقسیم) و عن ما قال القدما في الاسطقسات و المبادى و الكيفيات كتابا فاما في هذا الموضع فشكنا على جالينوس توهمه انه نقض ...»؛ مقاله در حل شک و سخن جالینوس در طبیعت سرکه و طبیعت سردی و گرمی در ذیل شک کتاب الادوية المفرده؛ كتاب الازمنه، يتضمن الشک على المقالة الثالثه من الفصول (في ان انقلاب اوقات السنة يولد الامراض) و کتاب اپیدیمیا و کتاب الادویه، رازی در شک بر مقاله 3 کتاب فصول میگوید: «لاینبغی ان نطول الکتاب بحله و لا بحل شیء من الشکوک التي في كلامه في الازمنة لانها كثيرة جداً اذ نحتاج فيها من الكلام الى اضعاف هذا الكتاب و لانا عازمون على عمل کتاب فی الازمنه نخصه بهذا المعنى و نبحث فيه عما فى هذه المقاله و ما في كتاب اپيديميا و كتاب الادويه بحثاً مستقصی»؛ شکوک کتاب النبض الكبير لجالینوس، در کتاب حاضر در آغاز بیان شکوک کتاب نبض کبیر میگوید: در کتاب نبض با همه اهمیتش شکوک فراوان هست و بیان شکوک آن نیازمند به کتابی مستقل است، اعتراضات رازی بر جالینوس در کتاب النبض درباره اقسام بسیار نبض است که در این کتاب یاد شده و جالینوس مدعی است تمام آنها را از تجربه و احساس خود به دست آورده، رازی به همین مناسبت به قدرت اثر تخیل در انسان اشاره میکند و میگوید: «من که سخت از ادعاء جالینوس در این کتاب در شگفت بودم به یاد آوردم سخن مرد بزرگی را که در بغداد این کتاب النبض را با من مطالعه میکرد. وی میگفت انسان اگر چیزی را در خیال بپروراند و درباره آن فکر کند، بارها اتفاق میافتد که تصور میکند آن را حس کرده است»، سپس رازی در این باره به تفصیل میپردازد و خود نیز شواهدی بر قدرت تأثیر تخیل میآورد و نتیجه میگیرد که جالینوس را نمیتوان تکذیب کرد بلکه باید او را دچار اشتباه تخیل با حس دانست و در پایان این بحث مفصل نوید کتابی دیگر درباره این موضوع (شکوک کتاب نبض) میدهد.
شکوک رازی همه در این کتاب همه از قبیل اعتراض بر ذات مطلب جالینوس و از نظر علمی نیست بلکه در پارهای از موارد درباره برخی از شیوههاست از قبیل اطاله غیر لازم یا ادعاء وضوح و اجماعی بودن مسئلهای که مورد اختلاف آراء ست و نظایر آن و از این قبیل است شک بر جالینوس در کتاب قاطاجانس (= معالجات)، رازی در عین اینکه این کتاب را بسیار ستوده و سودمند میشمارد بر تفصیل فراوان و توضیحات بیش از حد جالینوس در مورد انواع مرهمها و تکرارهای او خردهگیری میکند و اتلاف وقت میداند.
رازی در این کتاب در بسیاری از جایها پس از بیان شک، حل آن را نیز یاد میکند و به اعتراض خود جواب میدهد و یا میگوید «این شک قابل حل است» و به هر حال به قابل حل بودن شک اقرار میکند و حل پارهای از شکوک را به کتاب دیگری از تألیفات خویش احالت میدهد، چنان که درباره کتاب حیلة البرء میگوید: «هذا الشکوک ینحل عن جالینوس الا انا ذكرناها من اجل ان جالینوس انما تجاوز عادته فی البیان فیها بحسب الواجب». رازی در این کتاب از کسی سخن میگوید که با او کتابهای جالینوس را میخواندهاند و او طرفدار ارسطو بوده است و این مطلب در چند جا از این کتاب و به چند گونه آمده و از سخن او در ذیل شک بر کتاب الادوية المفرده بر میآید که این مرد از بزرگان بغداد (= مدينة الاسلام) بوده است.
یکی از کارهای رازی در این کتاب که از جنبه تحقیق در آراء فلسفی او جالب و چشمگیر است، سؤالات او درباره تکوین اجسام و نفوس و علل حدوث مواد و صور است که در ذیل شکوک بر کتاب «منافع الاعضاء» جالینوس ایراد میکند. جالینوس در کتاب منافع الاعضاء میگوید بدن آلت نفس است و دلیل اختلاف اعضاء (در انواع حیوان) اختلاف نفوس آنها است چنانکه شیر چون دارای نفسی جری و جسور است در اندام او چنگ و دندانهای آنچنانی دیده میشود و خرگوش که صفت نفسانی او ترس است وسیله فرار به او هدیه شده است. رازی میگوید از این سخن پیداست که جالینوس نفس را جوهری قائم به ذات ـ نه قائم به بدن ـ میداند و معتقد است نفوس قبل از ابدان وجود دارند و این سخن اولاً با رأی او که قوای نفس را تابع مزاج بدن میداند و در اکثر تألیفاتش ابراز میدارد مخالف است. ثانیاً جالینوس پیوسته از ورود در مباحث فلسفه الهی بیزار و فراری است و خود در پارهای از این مسائل اقرار به نادانی و حیرت کرده ـ چنانکه در کتاب آراء خود میگوید درباره حدوث و قدم عالم و جوهریت به ذات و عرضیت نفس چیزی نمیداند و حکمی نمیتواند کرد. رازی در اینجا میگوید جالینوس با وارد شدن در این بحث به ناچار این سؤالها و شکوک را ـ که دشواری آنها پنهان نیست ـ متوجه خویش ساخته است: اینک سؤالهای رازی: 1. اقديمة هذه الماده التي جعل منها الحيوان ام محدثه؛ 2. و ان كانت محدثه، فهل لا احدثها مقرونه بجميع ما ترونه فيها حتى لا يمتنع من اجلها شیء...؛ 3. و ما العله الداعيه الى احداث ما لم يكن؛ 4. و ان كانت قديمه: فكيف يقبل ما لم يزل غير قابل له من هذه الاشكال و الصور؛ 5. و ما العلة الدائمه (او: الداعيه) (كذا) للمشكل المصور الى تشكيلها و تصويرها - و كذلك القول في النفوس؛ 6. هلا احدثها محدثها - ان كانت محدثه - على غاية الفضل و الكمال ان كان حكيما ناظراً جواداً؛ 7. ما العلة الداعيه الى احداثها؛ 8. و ان كانت قديمه على اختلاف جواهرها فكيف يسكن من هذه الاجساد؛ 9. و ما العه الداعيه لمسكنها الى ذلك؛ 10. و ما وجه الحكمة و النظر و الجود في جميع ما يقع من الالم بالحيوان من الطبيعه و من بعضها بعضاً في الخلق الخافض كالحشرات و كالذئاب و الديدان؛ 11. و ان كان ذلك انما يقع من اجل ردائة الماده و اختلاف جواهر النفوس: فهلا تركها منفرده غير مزدوجه ليريحها من هذه الالام ...؛ 16. و ما الوجه في التخلص من هذه المناقضه اعنى الاسباب الداعيه الى الشهاده لفاعل الحيوان بالحكمة اذا نظرنا ما في خلقهما من التشكيل و التصوير المتقن العجيب. (عبدالحسین حائری، با تلخیص)
آغاز: قال محمد بن زکریا الرازی، انی لاعلم كثيرا من الناس، يستجهلونی فی تأليف هذا الكتاب و كثيراً منهم يلوموننی و يعنفوننی ...
انجام: لكن ارجوان اقطع معاذيره فی الكتاب الثانی و مما يؤخذ على جالينوس ... قوله فی هذا الكتاب ان لغة اليونانيين اعذب اللغات و اطلقها ... و اشكلها لذوى المنطق و ذلك زعم ... و ليس هذا كلام مثله لوعرى عن الهواء و الميل فان هذا كلام عوام الناس و من لايدرى ان الالفاظ انما يخف و يعذب بالاعتياد و ان العرب يستقل لغة الروم كما يستقل الروم لغة العرب و ان الانسان يستقل لغة غيره و يعسر عليه التكلم بها حتى اذا كثرت استعماله خفت عنده بعد الثقل و سهلت بعد التعسر فلينظر الآن فی هذا الكتاب بعين عدل ممن يعنيه الحق و يحب العلم لنفسه و جعل ثواب عنائنا به مطالعته لما يشك فيه منه و الحمد فيه منه و الحمد لواهب العقل و ولى العدل و الحكمة و الفضل حمداً لانهايه.
چاپ: تحقیق مهدی محقق (تهران، معهد الدراسات الاسلامية جامعة طهران و المعهد العالى العالمي كوالالامفور: 1372)
[سرگذشت رازی از نجم آبادی: 205؛ دنا1219/6؛ سزگین 77/3 و 290 و 292]
شرح و حواشی:
1- البيان و التبيين = حل شكوك الرازى على كتب جالينوس؛ زهرالایادی، زهر بن عبدالملک (-525)
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
3821/13 | بیکاتب | 1006ق | نستعلیق | 73 | شناسنامه ← |
| 2 |
ملک
تهران
|
4573/22 | بیکاتب | بیتاریخ | - | 15 | شناسنامه ← |
| 3 |
دانشگاه
تهران
|
4227-ف | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |