نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

جهانگیرنامه

jahāngīr-nāme
16 نسخه ثبت‌شده از قرن 11 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/20865
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #20865
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی:
فنخا، ج 11، ص 208 تا 210
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: تاریخ هند
عناوین دیگر و هم‌تراز:
تزوک جهانگیری (tozūk-e jahāngīrī) توزک جهانگیری (tūzok-e jahāngīrī)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

تاریخی است مشهور در وقایع دوران جهانگیری، جهانگیر پادشاه احوال فرمانفرمایی خود را تا سال هفدهم شخصاً به نوشته آورد، پس از آن معتمدخان که از امرای جهانگیری بود، مسودات سال‌های بعد را تهیه می‌کرد و از نظر نورالدین جهانگیرشاه می‌گذرانید. کار معتمدخان تا نوزدهمین سال جهانگیری ادامه یافت و بعد از آن محمد هادی خان، که نویسنده دیباچه کتاب است، وقایع سال‌های بعد را تا آخر ایام حیات جهانگیری تکمیل کرد. (مایل هروی) این کتاب به معتمد خان نخشبی هم نسبت داده شده است. در دیباچه می‌گوید «من چون می‌خواستم که بعد از من از زبان من یادگاری بماند به نوشتن این تاریخ مجمل اقدام نمودم». این سرگذشت نثری روان و بدون تکلف دارد هر چند خود او درباره این اثر چنین می‌گوید: «اگر چه در عبارت آرایی طبیعت کوتاهی دارد اما سخن صاحب تاج و دیهیم شگفتگی و اثری دیگری می‌بخشد». در پایان سرگذشت، جهانگیر پندهایی دارد و پاره‌ای از بدی‌های و خوبی‌ها را برشمرده و نیز در آن فهرست دانش‌ها و تاریخ پادشاهان ایران و پادشاهان تیموری هند (اجداد خویش) و نیز قصیده خود را که به جواب گویی قصیده معروف خاقانی «دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش» سروده یاد می‌کند. وی پیش از ذکر قصیده می‌گوید: «اگرچه دماغ یاری نمیکند که فکر شعر توانم کرد، چون طبیعت موزون است گاه گاهی به این شغل مشغول می‌شوم و به شعر حقیقت آمیز چون طبعم پر راغب بود فکر جواب قصیده خاقانی کرده بودم در این وقت در این تاریخ داخل ساختم تا به نظر اصلاح استادان ... برسد». قصیده جوابیه جهانگیر بزرگ است. اینک مطلع قصیده: «من و عشقی که یکدم نیستم بی حکم و فرمانش ×× اگر دل خواهد از من جان روان سازم به قربانش / نه هر طفلی تواند کرد فهم رمز آیاتش ×× نه هر پیری برد پی بر اشارتهای پنهانش» و آخرین بیت‌های قصیده این است: «سعادت نامها در طی این طومار مسطور است ×× به چشم عقل نیکو بنگر و آهسته تر خوانش / از اول کوس این دولت چوزد استاد خاقانی ×× که آمد غلغل تحسین زروم و شام و شروانش / ... در آخر طبع شاهنشاهیم گسترده آن خوانی ×× که عقل خرده بینان عجم گردیده سحبانش / دردی در دامن آخر زمان سفتم بدانگونه ×× که گوهر سنج معنی نقد جان سازد گروگانش.»
آغاز اثر
« ای نام تو سر دفتر اسرار وجود ×× نقش صنعت بر در و دیوار وجود ... حمد بی غایت و شکر بی نهایت مبدعی را که به یک امر کن ... اما بعد بر رای ... روشن دلان ... پوشیده نماند که به جهت یادگار سرگذشت احوال خویش را پاره‌ای بیان می‌کنم ... بتاریخ هشتم جمادی الثانی سنه هزار و چهارده هجری صبح روز پنج‌شنبه بود ... در یک ساعت در شهر آگره در سن سی و هشت سالگی پادشاه شدم و به مبارکی بر تخت مراد جلوس نمودم.. و لقب خود را نورالدین جهانگیر پادشاه و اسم جهانگیر شاه قرار دادم و فرمودم که بر روی زر این بیت را سکه کنند: سکه زد در شهر اگره خسرو گیتی پناه ×× شاه نورالدین جهانگیر بن اکبر پادشاه ... و من چون میخواستم که بعد از من از زبان من یادگاری بماند به نوشتن این تاریخ مجمل اقدام نمودم ... ز خود یادگاری گذارم به دهر ×× کز او هوشمندان بگیرند بهر / به انصاف گویند تحسین من ×× که در دست داری تو جان سخن /.. به نطق تو تا نثر پیوند شد ×× زبان زبان آوران بند شد / ... نخستین سخن را به نام خدای ×× خداوند روزی ده ره نمای /.. همین دان درود رسول خدای ×× بدان شیر حق شاه خیبر گشای / به هشت و سه فرزند آن شاه دین ×× هزاران هزار آفرین آفرین /.. اول ذکر تولد خود را بیان میکنم.. پدرم جلال الدین محمد اکبر پادشاه را تابیست و هشت سالگی فرزند تمیزیست.. »
سوابق و چاپ‌های اثر
لکهنو، 1863م، سنگی، 240+27+24ص.
مآخذ و منابع کتاب‌شناسی اثر
فهرستواره منزوی 1237/2 دیباچه محمد هاشم بر چاپ 1359 بنیاد فرهنگ اته 2833 دنا 1010/3 (15 نسخه)

متن فنخا (فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا))

● جهانگیرنامه = تزوک جهانگیری = توزک جهانگیری / تاریخ هند / فارسی jahāngīr-nāme = tozūk-e jahāngīrī = tūzok-e jahāngīrī جهانگیر پادشاه بن اکبر شاه، امپراتور هند، 977 - 1037 قمری jahāngīr pādešāh ebn-e akbar šāh ،emperātūr-e hend (1570 - 1628) تاریخی است مشهور در وقایع دوران جهانگیری، جهانگیر پادشاه احوال فرمانفرمایی خود را تا سال هفدهم شخصاً به نوشته آورد، پس از آن معتمدخان که از امرای جهانگیری بود، مسودات سال‌های بعد را تهیه می‌کرد و از نظر نورالدین جهانگیرشاه می‌گذرانید. کار معتمدخان تا نوزدهمین سال جهانگیری ادامه یافت و بعد از آن محمد هادی خان، که نویسنده دیباچه کتاب است، وقایع سال‌های بعد را تا آخر ایام حیات جهانگیری تکمیل کرد. (مایل هروی) این کتاب به معتمد خان نخشبی هم نسبت داده شده است. در دیباچه می‌گوید «من چون می‌خواستم که بعد از من از زبان من یادگاری بماند به نوشتن این تاریخ مجمل اقدام نمودم». این سرگذشت نثری روان و بدون تکلف دارد هر چند خود او درباره این اثر چنین می‌گوید: «اگر چه در عبارت آرایی طبیعت کوتاهی دارد اما سخن صاحب تاج و دیهیم شگفتگی و اثری دیگری می‌بخشد». در پایان سرگذشت، جهانگیر پندهایی دارد و پاره‌ای از بدی‌های و خوبی‌ها را برشمرده و نیز در آن فهرست دانش‌ها و تاریخ پادشاهان ایران و پادشاهان تیموری هند (اجداد خویش) و نیز قصیده خود را که به جواب گویی قصیده معروف خاقانی «دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش» سروده یاد می‌کند. وی پیش از ذکر قصیده می‌گوید: «اگرچه دماغ یاری نمیکند که فکر شعر توانم کرد، چون طبیعت موزون است گاه گاهی به این شغل مشغول می‌شوم و به شعر حقیقت آمیز چون طبعم پر راغب بود فکر جواب قصیده خاقانی کرده بودم در این وقت در این تاریخ داخل ساختم تا به نظر اصلاح استادان ... برسد». قصیده جوابیه جهانگیر بزرگ است. اینک مطلع قصیده: «من و عشقی که یکدم نیستم بی حکم و فرمانش ×× اگر دل خواهد از من جان روان سازم به قربانش / نه هر طفلی تواند کرد فهم رمز آیاتش ×× نه هر پیری برد پی بر اشارتهای پنهانش» و آخرین بیت‌های قصیده این است: «سعادت نامها در طی این طومار مسطور است ×× به چشم عقل نیکو بنگر و آهسته تر خوانش / از اول کوس این دولت چوزد استاد خاقانی ×× که آمد غلغل تحسین زروم و شام و شروانش / ... در آخر طبع شاهنشاهیم گسترده آن خوانی ×× که عقل خرده بینان عجم گردیده سحبانش / دردی در دامن آخر زمان سفتم بدانگونه ×× که گوهر سنج معنی نقد جان سازد گروگانش.» آغاز: ای نام تو سر دفتر اسرار وجود ×× نقش صنعت بر در و دیوار وجود ... حمد بی غایت و شکر بی نهایت مبدعی را که به یک امر کن ... اما بعد بر رای ... روشن دلان ... پوشیده نماند که به جهت یادگار سرگذشت احوال خویش را پاره‌ای بیان می‌کنم ... بتاریخ هشتم جمادی الثانی سنه هزار و چهارده هجری صبح روز پنج‌شنبه بود ... در یک ساعت در شهر آگره در سن سی و هشت سالگی پادشاه شدم و به مبارکی بر تخت مراد جلوس نمودم.. و لقب خود را نورالدین جهانگیر پادشاه و اسم جهانگیر شاه قرار دادم و فرمودم که بر روی زر این بیت را سکه کنند: سکه زد در شهر اگره خسرو گیتی پناه ×× شاه نورالدین جهانگیر بن اکبر پادشاه ... و من چون میخواستم که بعد از من از زبان من یادگاری بماند به نوشتن این تاریخ مجمل اقدام نمودم ... ز خود یادگاری گذارم به دهر ×× کز او هوشمندان بگیرند بهر / به انصاف گویند تحسین من ×× که در دست داری تو جان سخن /.. به نطق تو تا نثر پیوند شد ×× زبان زبان آوران بند شد / ... نخستین سخن را به نام خدای ×× خداوند روزی ده ره نمای /.. همین دان درود رسول خدای ×× بدان شیر حق شاه خیبر گشای / به هشت و سه فرزند آن شاه دین ×× هزاران هزار آفرین آفرین /.. اول ذکر تولد خود را بیان میکنم.. پدرم جلال الدین محمد اکبر پادشاه را تابیست و هشت سالگی فرزند تمیزیست.. آغاز پندنامه: پند نامه جهانگیری که فرزندان کامکار و مریدان ... دستور العمل خود ساخته سرمایه سعادت ... دانند اول بدانید که گیتی ناپایدار است. چاپ: لکهنو، 1863م، سنگی، 240+27+24ص. [فهرستواره منزوی 1237/2؛ دیباچه محمد هاشم بر چاپ 1359 بنیاد فرهنگ؛ اته 2833؛ دنا 1010/3 (15 نسخه)]

نسخه‌های خطی این اثر

16 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
سلطنتی
تهران
867 عبدالرحیم الهروی عنبرین قلم 1034ق نستعلیق 501 شناسنامه ←
2
دانشگاه
تهران
8592 بی‌کاتب قرن 11 نستعلیق 54 شناسنامه ←
3
مجلس
تهران
5708 بی‌کاتب قرن 11 نستعلیق 293 شناسنامه ←
4
دانشگاه
تهران
4090-ف بی‌کاتب با تاریخ 1118ق - - شناسنامه ←
5
وزیری
یزد
3274/1 میر علیرضا 1157ق نستعلیق 78 شناسنامه ←
6
سلطنتی
تهران
868 محمد علی بن محمد اسمعیل اصفهانی (مشهور به محمد علی طباطبائی زواره‌ای) صفر 1236ق نستعلیق 278 شناسنامه ←
7
دانشگاه
تهران
6990-عکس فخرالدین محمد خان کاتب صحیح نگار یکم اکتوبر 1258ق نستعلیق - شناسنامه ←
8
دانشگاه
تهران
3886-ف بی‌کاتب بی‌تاریخ - - شناسنامه ←
9
دانشگاه
تهران
3889-ف بی‌کاتب بی‌تاریخ - - شناسنامه ←
10
دانشگاه
تهران
4010-ف بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق - شناسنامه ←
11
دانشگاه
تهران
4091-ف بی‌کاتب بی‌تاریخ - - شناسنامه ←
12
دانشگاه
تهران
3895/1-ف و بی‌کاتب بی‌تاریخ - - شناسنامه ←
13
فرهاد معتمد
تهران
12 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق - شناسنامه ←
14
معصومیه
قم
469 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 50 شناسنامه ←
15
گلپایگانی
قم
2173-12/63 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 93 شناسنامه ←
16
رضوی
مشهد
9689 بی‌کاتب بی‌تاریخ نستعلیق 224 شناسنامه ←