شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/58457
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
✓
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- تاریخ کتابت:
- 1290ق (1290 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 6 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق (تحریری)
- تعداد برگ و سطر:
- 359 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 13×20/5سم
- کاغذ و جلد:
- فرنگی رگه دار و چهار خانه • مخملی بنفش داغ کرده
آغاز نسخه
منطبق بر آغاز اثر (در مأخذ: «برابر»)
« حمد و ثنای که مقربان ملاء اعلی و منشیان عالم بالا و خلوت نشینان خطه غبرا نسخه ای از ادای آن عاجز آیند ... اما بعد سالکان و عارفان موحد پوشیده نماند که مضمون حدیث الشریعة اقوالی و الطریقه احوالی و الحقیقه حالی بر عالمیان ظاهر است بناء علی هذا حضرت امام ناطق ... جعفر الصادق (ع) در صدد تبیین وی در آمده و معانی او را با عبارات مختلفه و اشارات لایحه بیان فرموده اند و فتح الباب خزائن او نموده و اعظم الموحدین و قطب المجتهدین شیخ زین الدین المشهور شهید ثانی توفیق تألیف یافته ... »
انجام نسخه
« پایان شرح: خواجه علی صفوی: دین میطلبی ز راه حق دور مشو ×× وز بهر جهان غافل و مغرور مشو / نور دو جهان طلب ز طاعت میکن ×× در راه تو ظلمت است بی نور مشو. پایان نسخه: و شک نیست هر که ذات واحد را محیط شناسد بمجموع مظاهره »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
آغاز خاتمه در بیان مبدأ معاد انسان موافق اهل شریعت طریقت؛ ؛ کاتب در دنباله خاتمه بدون اشاره به تمام شدن یا نشدن کتاب شرحی جالب توجه مشتمل بر نکات تاریخی نوشته که عیناً (با اغلاطی که دارد) نقل کرده میشود: «گر بهم بر زده بینی خط من عیب مکن ×× که مرا محنت ایام بهم بر زده است. در حالت بیحالی افسردگی (!..) تمام از ناملایمات ایام بخصوص از باب بلیه عام که درین سال میشود (!) کم نام بر تمام اهل ایران واقع گردید قحط عظیم رخ نمود که هیچ بینندهای نبیند انشاءالله تعالی که نصف ممالک ایران از درد جوع مردند نصف از نصف دیگر که ربع باشد بممالک فرنگستان اروپا انگلستان روم روس افغانستان طایفه ترکمانیه رفتند بسیار دیگر بمرض حسبه (!) که اشد از طاعون بود مردند در دارالخلافه طهران که مقر سلطنت عظما (!) بود در کوچه بازار از مرده پشته ها در خارج شهر قبرستان کوه تلها مناره ها بلند شده بود از بی کفایتی صدراعظم جدید ایران که میرزا حسین خان مشیرالدوله قزوینی اصل است لیکن تمام ناس بقدر قوه هر یک نگاه داری دفن کفن اموات کردند بخصوص از رجال دولت گرانی جنس در دارالخلافه بحدی شد که گندم خرواری پنجاه تومان جو خرواری چل تومان شد لاکن (!) قلیل ایامی که گندم آردیکه از آهک گچ زرت بعضی چیزهای دیگر در آن بود از حاجی ترخان سایر ممالک روسیه آوردند همین قدر بود که هر کس از آن نان خورد جان بدر نبرد مرد بخصوص فقرائی که از بلاد متعدده بدربار معدلت مدار پناه آورده بودند از جانب دولت نگاهداری میکردند از تمام تجار متمولین پوله اعانت حواله (!) بودند بقدر صد هزار تومان پول اعانت فرستادند لیکن از این آرد نان آش در تمام مهمان خانه های دولتی روزی اقلا یکهزار نفر جان از ورطه دنیا بساحل (!) آخرت میبرد در سایر ولایات از قبیل خراسان اصفهان قم کاشان همدان کار مردم از گوشت حیوانات گذشت بخوردن گوشت اطفال اموات کشانید باری دریچه (!) حالتی با آنکه لله الحمد اسباب معیشت گذران آماده دلخاه (!) بود از افسردگی (!) ابنای جنس مشغول به تحریر این رساله شدم شبها را اوقات صرف نویساندن یکهزار دویست نود هجری رخ نمود گرانی بارزانی مبدل شد بقسمی که هیچکس تصور نمیکرد که باندک زمان این نعمت حاصل شود بلکه در چند سال دیگر محال میدانستند الحال گندم خرواری چهار تومان جو دو تومان سایر حبوبات بهمین قیاس است اینک پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه روانه تماشا خانه های فرنگستان اصلامبول(!) باشد در بیست دوم شهر حال که صفر المظفر 1290 میباشد نقل مکان بقریه کند (!) در چهاردهم شعر ربیع الاول اخبار دولتی نموده اند که در انزلی گیلان وارد کشتی بخار شده از سمت ارسیه مهمان دولتین میباشند باعتماد خود ششماه صفر (!) دو ساله میکنند تا چه مقدر شده باشد حرره اقل سادات حسینی ابراهیم بن زین العابدین اصفهانی (!) نعمت اللهی فی لیل سه شنبه شانزدهم شهر مذکور من شهور 1290»
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 6 • صفحه 268 • ردیف 6
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
6. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 3043/1
آغاز: برابر؛ آغاز خاتمه: خاتمه در بیان مبدأ و معاد انسان موافق مذهب اهل شریعت و طریقت؛ انجام: پایان شرح: خواجه علی صفوی: دین میطلبی ز راه حق دور مشو ×× وز بهر جهان غافل و مغرور مشو / نور دو جهان طلب ز طاعت میکن ×× در راه تو ظلمت است بی نور مشو. پایان نسخه: و شک نیست هر که ذات واحد را محیط شناسد بمجموع مظاهره
خط: نستعلیق تحریری، کا: ابراهیم بن زین العابدین اصفهانی نعمة اللهی، تا: 1290ق؛ کاتب در دنباله خاتمه بدون اشاره به تمام شدن و یا نشدن کتاب شرحی جالب توجه و مشتمل بر نکات تاریخی نوشته که عیناً (با اغلاطی که دارد) نقل کرده میشود: «گر بهم بر زده بینی خط من عیب مکن ×× که مرا محنت ایام بهم بر زده است. در حالت بیحالی و افسردگی (!..) تمام از ناملایمات ایام بخصوص از باب بلیه عام که درین سال میشود (!) کم نام بر تمام اهل ایران واقع گردید و قحط عظیم رخ نمود که هیچ بینندهای نبیند انشاءالله تعالی که نصف ممالک ایران از درد جوع مردند و نصف از نصف دیگر که ربع باشد بممالک فرنگستان و اروپا و انگلستان و روم و روس و افغانستان و طایفه ترکمانیه رفتند و بسیار دیگر بمرض حسبه (!) که اشد از طاعون بود مردند و در دارالخلافه طهران که مقر سلطنت عظما (!) بود در کوچه و بازار از مرده پشته ها و در خارج شهر قبرستان کوه و تلها و مناره ها بلند شده بود از بی کفایتی صدراعظم جدید ایران که میرزا حسین خان و مشیرالدوله قزوینی اصل است لیکن تمام ناس بقدر قوه هر یک نگاه داری و دفن و کفن اموات کردند بخصوص از رجال دولت و گرانی جنس در دارالخلافه بحدی شد که گندم خرواری پنجاه تومان و جو خرواری چل تومان شد لاکن (!) قلیل ایامی که گندم و آردیکه از آهک و گچ و زرت و بعضی چیزهای دیگر در آن بود از حاجی ترخان و سایر ممالک روسیه آوردند همین قدر بود که هر کس از آن نان خورد جان بدر نبرد و مرد بخصوص فقرائی که از بلاد متعدده بدربار معدلت مدار پناه آورده بودند و از جانب دولت نگاهداری میکردند و از تمام تجار و متمولین پوله اعانت حواله (!) بودند بقدر صد هزار تومان پول اعانت فرستادند لیکن از این آرد و نان و آش در تمام مهمان خانه های دولتی روزی اقلا یکهزار نفر جان از ورطه دنیا بساحل (!) آخرت میبرد و در سایر ولایات از قبیل خراسان و اصفهان و قم و کاشان و همدان کار مردم از گوشت حیوانات گذشت و بخوردن گوشت اطفال و اموات کشانید باری دریچه (!) حالتی با آنکه لله الحمد اسباب معیشت و گذران آماده و دلخاه (!) بود از افسردگی (!) ابنای جنس مشغول به تحریر این رساله شدم و شبها را اوقات صرف نویساندن یکهزار و دویست و نود هجری رخ نمود و گرانی بارزانی مبدل شد بقسمی که هیچکس تصور نمیکرد که باندک زمان این نعمت حاصل شود بلکه در چند سال دیگر محال میدانستند و الحال گندم خرواری چهار تومان و جو دو تومان و سایر حبوبات بهمین قیاس است و اینک پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه روانه تماشا خانه های فرنگستان و اصلامبول(!) باشد و در بیست و دوم شهر حال که صفر المظفر 1290 میباشد نقل مکان بقریه کند (!) و در چهاردهم شعر ربیع الاول اخبار دولتی نموده اند که در انزلی گیلان وارد کشتی بخار شده از سمت ارسیه مهمان دولتین میباشند و باعتماد خود ششماه صفر (!) دو ساله میکنند تا چه مقدر شده باشد حرره اقل سادات حسینی ابراهیم بن زین العابدین اصفهانی (!) نعمت اللهی فی لیل سه شنبه شانزدهم شهر مذکور من شهور 1290»؛ کاغذ: فرنگی رگه دار و چهار خانه، جلد: مخملی بنفش داغ کرده، 359ص (1-359)، مختلف السطر، قطع: نیم خشتی، اندازه: 13×20/5سم [ف: 10-483]