شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
ورقه و گلشاه
پیوند کوتاه:
/m/328308
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- قرن 13
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 6 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 76 برگ • 11 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 10×15سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • روغنی
آغاز نسخه
« ز عزت جا ملک را بر فلک داد ×× بجز شیطان که از روی حرف شک داد / درون ظلمتش آب حیات است ×× که خضر اقدامها را زو نجات است / از وهم وعده و وعد موعید است ×× ازو هم بینش و چشم امید است / شبی در خواب چشم بود بیدار ×× چنین بر من معین شد پدیدار / بدیدم حضرت خیر الوری را×× بنوعی که بود زو آشکارا؛ داستان ورقه و گلشاه: شنودم کاندر ایام پیمبر×× یکی حاجی بدی با جاه وافر / در اطرافحرم بگرفته آرام ×× بدست حی نبی شیبان شان نام / ز اسباب جهان معموز بودند×× بمردی در جهان مشهور بودند »
انجام نسخه
« نمیدانم چرا آشفته حالی ×× تو چندین بر سر قبر که نالی چرا نشکافتی این (از عنوان: آمدیم بر سر داستان ورقه). <!-- page: 342 --> به نظم فارسی از شاعری شیعی، فهرست مطلبها: آغاز داستان فرستادن ورقه و گلشاه، به مکتب فرستادن ورقه و گلشاه، تاخت آوردن ورقه به لشکر بنی عمر لعین، کشته شدن بنی عمر یعنی بر دست ورقه، رفتن ورقه بیمن در پیش سلیم شاه، خلاص شدن ورقه و کشتن ملک عنتر را و سر او را به نزد پادشاه بردن، آغاز داستان ملک محسن و تعریف گلشاه شنیدن و عاشق شدن، عقد بستن گلشاه را به ملک محسن، آمدیم بر سر داستان ورقه »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 34 • صفحه 341 • ردیف 6
فهرستنگار مأخذ چاپی:
• 1290 – 1375 هـ.ش
محمدتقی دانش پژوه
مأخذ تفصیلی و جلد فهرست:
فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران - 14
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
6. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 4775
آغاز: ز عزت جا ملک را بر فلک داد ×× بجز شیطان که از روی حرف شک داد / درون ظلمتش آب حیات است ×× که خضر اقدامها را زو نجات است / از وهم وعده و وعد موعید است ×× ازو هم بینش و چشم امید است / شبی در خواب چشم بود بیدار ×× چنین بر من معین شد پدیدار / بدیدم حضرت خیر الوری را×× بنوعی که بود زو آشکارا؛ داستان ورقه و گلشاه: شنودم کاندر ایام پیمبر×× یکی حاجی بدی با جاه وافر / در اطرافحرم بگرفته آرام ×× بدست حی نبی شیبان شان نام / ز اسباب جهان معموز بودند×× بمردی در جهان مشهور بودند؛ انجام: نمیدانم چرا آشفته حالی ×× تو چندین بر سر قبر که نالی چرا نشکافتی این (از عنوان: آمدیم بر سر داستان ورقه). به نظم فارسی از شاعری شیعی، فهرست مطلبها: آغاز داستان فرستادن ورقه و گلشاه، به مکتب فرستادن ورقه و گلشاه، تاخت آوردن ورقه به لشکر بنی عمر لعین، کشته شدن بنی عمر یعنی بر دست ورقه، رفتن ورقه بیمن در پیش سلیم شاه، خلاص شدن ورقه و کشتن ملک عنتر را و سر او را به نزد پادشاه بردن، آغاز داستان ملک محسن و تعریف گلشاه شنیدن و عاشق شدن، عقد بستن گلشاه را به ملک محسن، آمدیم بر سر داستان ورقه؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: قرن 13؛ جلد: روغنی، 76گ، 11سطر (7×10)، اندازه: 10×15سم [ف: 14-3819]