شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/142433
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 135 برگ • 15 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 14×21/5سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • مقوا قرمز
آغاز نسخه
« ز دوری گل روی دو چشم شهلایت ×× قدید گشته بنشسته ام چو بوتیمار / منم که از فلاخن دوران هزار سنگ ستم ×× به فرق خویش بدیدم ز یار و چه اغیار ...؛ غزلیات: ای نونهال گلشن ایمان بیا بیا ×× ای نور چشم جمله خوبان بیا بیا / چشمم به راه ماند و بی تاب گشته دل ×× ای قوت روح جان اسیران بیا بیا / ... دانش ز انتظار تو چشمش سفید شد ×× ای نور چشم پیر و جوانان بیا بیا »
انجام نسخه
« کسی کو این غزل را این چنین پاکیزه می گوید ×× چو طفل مکتبی پیشش نهم بر خاک زانویی / ز زر خروارها بودی صله گفتار دانش را ×× اگر بودی سخن را اعتبارش قدر لیمویی
دیوان اشعار شاعر است شامل: قصاید، قطعات، ماده تاریخها، رباعیات، غزلیات، ساقینامه و مثنوی قضا و قدر. او در اشعارش به «دانش» تخلص می کند و شاه صفی صفوی را می ستاید، در جلوس وی می گوید: «روح و دل جان جهان تازه شد ×× شاه صفی پای به تو سن نهاد»، هم چنین در یکی از ماده تاریخها می گوید: «گشاده تر به تو گویم که بود ماه صفر ×× هزار و شصت ز هجرت گذشته فصل بهار»، در این دوان قطعاتی است که شاعر در موضوعات زیر سروده است: جواب سؤالی که مولا بدیع الزمان پرسیده است، تاریخ امارت محمد بیک اعتمادالدوله، تاریخ مولود رکن الدین محمد، وزارت شیخ علی خان و تاریخ فوت بلاغی »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 15 • صفحه 262 • ردیف 1
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 13396
آغاز: ز دوری گل روی دو چشم شهلایت ×× قدید گشته بنشسته ام چو بوتیمار / منم که از فلاخن دوران هزار سنگ ستم ×× به فرق خویش بدیدم ز یار و چه اغیار ...؛ غزلیات: ای نونهال گلشن ایمان بیا بیا ×× ای نور چشم جمله خوبان بیا بیا / چشمم به راه ماند و بی تاب گشته دل ×× ای قوت روح جان اسیران بیا بیا / ... دانش ز انتظار تو چشمش سفید شد ×× ای نور چشم پیر و جوانان بیا بیا؛ انجام: کسی کو این غزل را این چنین پاکیزه می گوید ×× چو طفل مکتبی پیشش نهم بر خاک زانویی / ز زر خروارها بودی صله گفتار دانش را ×× اگر بودی سخن را اعتبارش قدر لیمویی
دیوان اشعار شاعر است شامل: قصاید، قطعات، ماده تاریخها، رباعیات، غزلیات، ساقینامه و مثنوی قضا و قدر. او در اشعارش به «دانش» تخلص می کند و شاه صفی صفوی را می ستاید، در جلوس وی می گوید: «روح و دل جان جهان تازه شد ×× شاه صفی پای به تو سن نهاد»، هم چنین در یکی از ماده تاریخها می گوید: «گشاده تر به تو گویم که بود ماه صفر ×× هزار و شصت ز هجرت گذشته فصل بهار»، در این دوان قطعاتی است که شاعر در موضوعات زیر سروده است: جواب سؤالی که مولا بدیع الزمان پرسیده است، تاریخ امارت محمد بیک اعتمادالدوله، تاریخ مولود رکن الدین محمد، وزارت شیخ علی خان و تاریخ فوت بلاغی؛ خط: نستعلیق، بیکا، بیتا؛ افتادگی: آغاز؛ جلد: مقوا قرمز، 135گ، 15 سطر، اندازه: 14×21/5سم [ف: 36 - 330]